وبلاگی برای بیان افکارم,گزارش فعالیتهایم و انتقال تجربیاتم در حیطه کوهنوردی

 

در صعود طبیعی سنگنورد با قرار دادن پاهای خود بر عوارض طبیعی سنگ  وزن خود را بر سطح سنگ وارد نموده و با گرفتن این عوارض که گیره نامیده می شوند با دست حفظ تعادل و انتقال و حرکت خود را و در مواقعی انتقال وزن را انجام می دهد.

در یک برنامه تمرینی و یا سنگنوردی در مسیرهای کوتاه و به اصطلاح sport اگر صعود مسیری فراتر از توان سنگنورد باشد یا از صعود آن منصرف می شود و مسیری در حد و اندازه توانائی های خود بر می گزیند و یا اینکه آنقدر تلاش می کند تا بتواند بخش دشوار را عبور کند و مسیر را به اتمام برساند.

اما در صعود دیواره های بلند و  یا گشایش مسیر جدید شرایط کاملا" متفاوت است , دیگر بحث تمرین مطرح نیست در شرائط سخت و دشوار دیواره  که با بخشی دشوار و غیر قابل صعود با روش طبیعی مواجه می شویم دو راه داریم یا اینکه از صعود منصرف شده و راه بازگشت را در پیش بگیریم و یا از طریق روشی که ما بدان صعود مصنوعی می گوئیم راه صعود را باز نموده و حرکت عمودی را ادامه داد.

صعود مصنوعی عبارت است از صعود مسیرهای سنگنوردی با کمک ابزار مصنوع دست بشر  مانند طناب, پله رکاب,کارابین و امثالهم. در صعود طبیعی از ابزارهای مصنوعی برای حمایت و حفظ ایمنی فرد استفاده می شود ولی وزن صعود کننده به هیچ ابزاری وارد نمی شود و او تنها به دست و پا و عوارض سنگ اتکا دارد و تنها در شرائط اضطرار وزن خود را بر طناب و کارابین و ... وارد می کند. اما در صعود مصنوعی علاوه بر اینکه از ابزارها جهت حمایت استفاده می شود, وزن صعود کننده نیز همواره بر این ابزارها وارد می شود بعنوان مثال بجای اینکه شخص پای خود را بر یک گیره سنگی گذارده و خود را به سمت بالا هل دهد این پا را بر روی نردبانی تسمه ای و یا فلزی قابل حمل که رکاب نامیده می شود می گذارد.

صعود مصنوعی کلید مسیرهای بکر و به ظاهر غیر قابل صعودی است که روزگاری کسی فکر آنرا نیز از ذهن خود عبور نمی داد. همچنین صعود مصنوعی را شاید بتوان تنها راه ممکن برای صعود بسیاری از مسیرهای دیواره نوردی در فصل زمستان دانست.

صعود مصنوعی بزرگترین میدان برای به آزمون گذاشتن قدرت ذهن و تمرکز و تعادل جسمی و روانی یک دیواره نورد است.

تکنیک و مهارت  فوق العاده بالا در ابزار گذاری , که بخاطر اینکه همواره وزن صعود کننده بر آن وارد می شود هیچگاه نمی توان غیر اصولی و بدون دقت ابزار گذاری نمود و تمرکز بالا در حرکت بر روی رکابی که بر روی هوک و یا ابزاری مینیاتوری قرار دارد که با کوچکترین تکان از جایگاه سست و لرزان خود خارج شده و سقوطی گاها" طولانی بر روی ابزارهائی که تنها تحمل وزن استاتیک صعود کننده را دارد و بسیاری مهارتها و دشواریهای دیگر در خصوص صعود مصنوعی قابل ذکر است.

درادامه اشاره ای خواهم داشت به روش درجه بندی صعودهای مصنوعی که بخشی از آن ممکن است برای برخی از دیواره نوردان ما تازگی داشته باشد

بخشی از دشواری ها و واقعیات مسستر در این روش هیجان انگیز و تکنیکال را می توان در همین معیارهای درجه بندی مشاهده نمود.

درجه بندی صعودهای مصنوعی

یکی از شاخصه های مهم که در کروکی یک مسیر سنگنوردی درج می شود "درجه سختی مسیر" است. صعودهای مصنوعی نیز همچون صعودهای طبیعی دارای روشی برای درجه بندی هستند که در ادامه توضیح داده می شود:

برای درجه بندی  صعودهایی که از ابزارهای کوبشی و تخریب کننده سنگ مانند میخ ,رول , کوپر هد و امثالهم استفاده می شود حرفA  بکار برده می شود(A0-A6) و برای صعودهای پاکیزه که از ابزارهای غیر کوبشی همچون فرند, ترایکم,کیل و مانند آن استفاده  میشود حرفC  بکار برده می شود(C0-C6).

توجه به این نکته ضروری است که درجه ارائه شده  برای یک مسیر امری مطلق نیست .

A0/C0

این درجه به مسیرهائی تعلق می گیرد که عمدتا" بصورت طبیعی صعود می شوند اما در بخشهائی از آن سنگنورد بجای استفاده از عوارض طبیعی سنگ  از ابزار مصنوعی کمک می گیرد. در این صعود از رکاب استفاده نمی شود اما در عوض سنگنورد در بخشهائی از مسیر با کمک گرفتن از تسمه ها و یا کوئیک دراهای متصل به ابزارهای میانی(میخ-رول-فرند-...) خود را بالا می کشد. انواع پاندوله ها و یا تراورس کششی(TENSION TRAVERS) و یا وزن آوردن بر روی ابزاز(مثلا" نشستن بر روی طناب) از انواع دیگری  از صعودهای با درجه A0/C0 هستند.

A1/C1

صعود مصنوعی ساده که با بهره گیری از همه ابزارهای صعود مصنوعی در مسیرهائی با میانی های مطمئن و قابل اتکا که قابلیت تحمل  پاندولیهای شدید را نیز داشته باشد  انجام می شود.

A2/C2

صعود مصنوعی متوسط . ابزارهای میانی عمدتا" مطمئن هستند اما ممکن است در اثر سقوط  برخی ابزارهای میانی از موقعیت خود خارج شوند اما این سقوطها در حدی نیستند که منجر به  جراحت و یا مصدومیت شوند. برخی مسیرهای مصنوعی  که با ابزارگذاری انجام می شوند و ابزارها علی رغم اینکه قبلیت تحمل سقوط را دارند اما در موقعیت خیلی مناسبی نیستند و موقعیت لرزانی دارند و یا امکان و شرائط مسیر اجازه دقت بالا در ابزارگذاری را نمی دهد نیز درجهC2 می گیرند.

A3/C3

صعود مصنوعی دشوار , ابزار گذاری دشوار تر می شود و همراه است با ابزارگذاری های متوالی نا مطمئن و لب مرزی, خطر سقوط تا 7 متر نیز وجود دارد.ابزار گذاری درحالیکه تنها تحملی به اندازه وزن بدن صعود کننده را دارد نیز سخت تر شده و نیاز به مهارت و دقت بالاتری دارد . مشکلات بیشتر در مسیر یابی و صعودهای خطرناک بر روی هوک و یا پرچ های قدیمی از دیگر چالشهای صعود در این کلاس است. مسیرهای با درجه C3 بیشتر صعود کنندگان مصنوعی را به چالش می کشد و ابزارگذاری های درجهC3 معمولا" نیاز به تست کردن دقیق قبل از وارد کردن وزن بدانها را دارد.در مسیرهای با درجهC3 همچنین احتمال سقوط  بیشتری وجود دارد و احتمال زیپ شدن و خروج8-10 ابزار و سقوطی تا 15 متر وجود دارد البته این سقوط بسیار جدی نخواهد بود و منجر به جراحات شدید نخواهد شد.صعود بسیاری  از مسیرهای با درجه A3/C3به چندین ساعت تلاش نیاز دارد.

A4/C4

صعود مصنوعی با درجه سختی بالاتر همراه با سقوطهای احتمالی خطرناک ,ابزار گذاری  نامطمئن و لب مرزی و ترسناک. تا حدود 25 متر ابزار های میانی که کار گذاشته می شود تنها تحمل وزن بدن را داشته و قابلیت تحمل شوک را ندارند و احتمال سقوطهای خطرناک بر روی لبه ها و یا سقوطهای طولانی نیز وجود دارد. هر ابزار کار گذاشته شده باید طوری تست شود که بتوان با ترکیب تعدادی از میانی های نا مناسب به حد قابل قبولی از ایمنی دست یافت. صعود مسیرهائی با چنین درجه ای تنها از عهده سنگنوردان مصنوعی کار بسیار خبره و با تجربه بر می آید. بیتر مسیرهای با چنین درجه ای نیازمند میخ کوبی و استفاده از هوک است.

A4+/C4+:

ضریب خطر بالا,سخت ترین حد صعود مصنوعی برای عمده سنگنوردان. برای درک صعود در این درجه صعود A4 را تصور کنید سپس یک درجه بر سختی آن بیافزائید. در صعود مسیرهای با این درجه سختی زمان زیادی صرف  می شود تا صعود کننده هر حرکت خود را با دقت بالا و کنترل همه عوامل شامل مسیر صعود ابزارهای میانی, پله رکاب و ... انجام دهد حرکتها کاملا" بایستی حساب شده انجام گرفته و از شوکهای ناگهانی و یا فشار آوردن در جهتی نامناسب و امثالهم پرهیز کرد گاهی اوقات یک ابزار به تنهائی نمی تواند وزن صعود کننده را تحمل کند و باید چندین ابزار را ترکیب نموده و برای اجرای یک حرکت بر آنها نیرو وارد نمود. در این مسیر ها سنگها عمدتا" لق ,پوسته پوسته  و ناپایدار هستند . درصورت سقوط احتمال زیپ شدن و خروج متوالی ابزارها وجود دارد و همچنین احتمال برخورد با لبه های خطرناک همراه با جراحات بسیار شدید وجود دارد.

A5/C5

حد نهائی  دشواری و خطر در صعودهای مصنوعی را با این درجه نشان می دهند. هیچکدام از میانی های کارگذاشته  شده قابلیت تحمل شوک را نداشته و تنها در حد تحمل وزن صعود کننده هستند . مسیرهای A5/C5 از لحاظ سختی مسیری برتری نسبت به A4+/C4+  ندارند و تنها ضریب خطر و ریسک پذیری بالاتری دارند ضمنا" در مسیرهای با این درجه سختی  نمی توان از ابزار مته برای ایجاد سوراخهائی ولو کوچک جهت کارگذاشتن هوک استفاده نمود و حتی یک مورد استفاده از سوراخهای ایجاد شده با مته درجه مسیر به A4/C4 کاهش می یابد. در صعود این مسیرها تنها کارگاهها هستند که مطمئن بوده و قابلیت تحمل شوک را دارند.

A6/C6

فری سولو مصنوعی!!

درجه ای افسانه ای, آیا مسیری با چنین درجه ای قابل صعود است؟ تنها چیزی که می تواند مسیری را ازA5/C5 سخت تر کند , کارگاههای نامطمئن است کارگاههائی که قابلیت تحمل شوک ناشی از سقوط را نداشته باشد و در صورت یک خطا از جانب صعود کنندگان و سقوط آنها بر روی یک میانی هر دو تا کف زمین به سقوط ادامه دهند!!!!

منبع:

http://climbing.about.com/od/cliimbingtechniques/a/Aid-Climbing-Ratings.htm

+ نوشته شده در  شنبه ۹ اسفند۱۳۹۳ساعت 11:20  توسط مهدی فرهادی  | 

نیما جان سلام

خبر پیمایش زمستانه خط الراس هفت خوان توسط شما را شنیدم

راستش قصد ندارم بابت صعودت بهت تبریک بگم

پسر تو  فکر نمی کنی بجای اجرای این برنامه ها که هم جونتو به خطر میندازه و هم پول و پله ای توش نیست میتونستی بری عضو باشگاه کوهنوردی و اسکی فدراسیون!  و عضو تیم ملی بشی بعدش هم با کلی عزت و احترام و بازتاب خبری و بدرقه و استقبال و .... بری یه قله خفن برون مرزی رو صعود کنی؟

اصولا" من فکر می کنم تو یه تختت کمه چون گویا راه پیشرفت رو تو این مملکت نمیدونی.

دلتو به کلنگ ملنگ نمادین و طلایی و برنزی خوش نکن ,چیزی از توش در نمیاد. حداقل واسه ما که در نیومد تورو نمیدونم.

ببین  نیما جون دوستانه بهت بگم : برو عضو فدراسیون شو برو تو اردوهای فدراسیون یا حداقلش هیات به خدا نون و عزت و احترام و شهرت و.... اونجاست. تو هفت خوان و آزاد کوه و دماوند و علم کوه هیچ خبری نیست. ما گشتیم ,نگرد نیست.

وقتی تو بری تو این باشگاه , اولا" پشتت قرصه قرصه, بچه های بالا!! مثل کوه پشت باشگاهتن , مثل باشگاه دماوند و آرش و تهران و از این دست باشگاههای بدبخت بیچاره نیستن که با یه نسیم اینور اونور بشن و تا یه کاری بکنن سریع کرکرشونو بکشن پایین. باشگاه فدراسیون رو توپ تکون نمیده.

دوما" اونجا که باشی به تیم ملی نزدیکتری, تیم ملی هم که میدونی چه حالی داره؟ واسه خودت صعودهای برون مرزی میری, مامانت بهت افتخار میکنه و میگه بچم , الهی قربونش برم عضو تیم ملی شده, دیگه با شرمندگی تو در و همسایه و فامیل دنبال این نیست که این گنده کاریهای تو( همون کوه رفتن رو میگم) یه جوری توجیه کنه. سرشو بالا میگریه و میگه بچم ملی پوشه و رفته تو مسابقات هیمالیانوردی تو نپال داره پوزه رقبای عمدتا" غربی رو به خاک میماله و برا مملکتش افتخار آفرینی میکنه.

تازه این باشگاه (همون فدراسیون رو میگم ! یه دفعه با باشگاه دماوند و آرش و غیره اشتباهش نگیری ها)از طریق همون بچه های بالا که گفتم مث کوه پشتشن کلی رابطه تو این بانکها و مؤسسات وصل به پول نفت داره که از هیچ کمکی به بچه های باشگاهشون دریغ نمی کنن و نمیذارن واسه پول صعودهاشون(ببخشید افتخار آفرینیهاشون) لنگ بمونن اتفاقا" سعی میکنن اگه بچه های خوبی باشن یه چیزی هم تهش بمونه , انصافا" از حق نگذریم بچه ها(ببخشید حاجی های) باصفایی هستن.

تو اگه اونجا بتونی بچه خوب و حرف گوش کنی هم باشی میتونی کم کم مسئول کارگروه و کمیته و از این چیزا بشی و یا اینکه یه کم سنت بالاتر رفت مربی تیم ملی هیمالیانوردی بشی و یا اینکه تو اردوهای هیمالیانوردی یه کاره ای بشی و کلی واسه خودت حالشو ببری.

راستی اونجا میتونی یه دوجین مدرک مربیگری هم بگیری باهاش کلی پول به جیب بزنی, اصلا" اونجا که باشی میتونی هرچی که بلد هستی و نیستی رو تبدیل به یه جزوه کارآموزی کنی و بعنوان دوره آموزشی مورد تایید و دارای مدرک فدراسیون به خورد ملت بدی و ازش پول دربیاری براش دوره مقدماتی و پیشرفته و مربیگری درجه3و2و1و0و-1و... بذاری و تا آخر عمرت حالشو ببری تازه اگه دیدی مشتری نداری  با رفقات هماهنگ کن و اونو پیش نیاز چند دوره نون و آبدار دیگه بکن بقیش حله چون ملت جویای علم و دانش مجبورن بیان دنبالت(چند تا ایده هم خودم دارم بهت میگم , تو برو جلو).

آهان تازه چیزای دیگه هم داره , تو بعد ا" که سنت بالا رفت و موهات سفید شد تازه میشی پیشکسوت با خروارها خروار مدرک و تقدیرنامه و دوره های آموزشی برگزار شده که حسابی رزومت رو پر میکنه و بعنوان استاد هم در صدر هر مجلسی جا میگیری(حالا یه برنامه درست حسابی تو کوه هم نرفتی که نرفتی  اصلا" مهم نیست تو دیگه اونموقع استاد پیشکسوتی میدونی یعنی چی؟)

به هر حال با این چیزایی که بهت گفتم دیگه خود دانی.

یا برو عضو این باشگاههای زپرتی شو و هی برو به خیال خودت برنامه های کوهنوردی خفن اجرا کن و پول و وقتت رو تلف کن و یا برو همونجایی که بهت گفتم.

پی نوشت1:

من که میدونم تو الان باد تو کلته و حرف منو گوش نمیکنی اما به هر حال از ما گفتن بود.

پی نوشت2:

نمونش خود من , بجای اینکه الان پاشم برم تو باشگاه فدراسیون ثبت نام کنم  نشستم اینجا خیر سرم کیبورد نوردی می کنم و مقاله بیرون میدم و واسه خودم دشمن درست می کنم.

پی نوشت3:

ولش کن بابا چی بگم به خدا!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۳ساعت 23:30  توسط مهدی فرهادی  | 

 

خانه کوه نوردان کرج در نظر دارد به مناسبت پانزدهمین سالگرد تاسیس خود ، همایشی با نام خانه در آینه برگزار نماید . 

این همایش در روز چهارشنبه ، 29 بهمن ماه از ساعت 17/30 الی 19/30 ، در سالن میلاد ، واقع در کرج ، جهانشهر ، خیابان استانداری ، مقابل درب استانداری برگزار می گردد . 

در این همایش ، گزارش صعود زمستانی دیواره علم کوه ، مسیر لهستان 48 که به عنوان برترین صعود دیواره در سال 1392 برنده کلنگ طلایی گردید ارائه خواهد شد . 

از دیگر برنامه های این همایش میتوان به مواردی از قبیل خلاصه ای از برنامه های برتر گروه در طی این پانزده سال ، بررسی نکات مثبت و منفی وجود جانپناه ها در کوهستان و همچنین معرفی نفرات برتر گروه اشاره کرد .

لینک خبر

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۳ساعت 10:50  توسط مهدی فرهادی  | 

روز شنبه 18 بهمنماه تلاش 6 روزه ما برای صعود دیواره آزادکوه به پایان رسید.

ما تمام تلاش خود را انجام دادیم اما موفق به صعود این دیواره نشدیم, دیواره ای که تصور نمی کردیم اینجنین مارا به چالش بکشد.

اگرچه شکست طعم تلخی دارد اما:

خوشحالم که اینبار نیز هدفی بزرگ و خارج از محدوده امن تواناییهایمان برگزیدیم. هدفی سخت تر از برنامه هایی که پیش از این اجرا نموده ایم.

خوشحالم که اینبار با جمعی همدل و صمیمی همراه بودم , افرادی که شعور کار تیمی را در حد عالی به نمایش گذاشتند.

خوشحالم که همه اعضاء تیم در صحت و سلامت به آغوش خانواده و دوستانشان بازگشتند.

خوشحالم و به خود می بالم بخاطر داشتن دوستان و همراهانی که بدون منت و فداکارانه در طی دو برنامه شناسایی و بارگذاری و همچنین برنامه اصلی کمک و یار ما بودند.

پی نوشت:

بزودی گزارشی از این تلاش توسط اعضاء تیم تهیه و در فضای مجازی منتشر خواهد شد

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۰ بهمن۱۳۹۳ساعت 10:26  توسط مهدی فرهادی  | 

جسته و گریخته نوشته هایی را مشاهده می کنیم و یا سخنانی را از دوستانمان می شنویم که با مقایسه کوهنوردی و فوتبال از عدم کمک مالی نهادهای دولتی و یا خصوصی به اجرای صعودهای کوهنوردان در قلل عمدتا" بالای 7000 که در جامعه کوهنوردی ما  هیمالیانوردی خوانده می شود گلایه می کنند.

نمونه اخیر آن اخبار روزهای اخیر درخصوص رد لایحه دو فوریتی در شورای شهر تبریز جهت پرداخت هزینه صعود عظیم قیچی ساز به قلل اورست و لوتسه و اعتراض بخشی از جامعه کوهنوردی به این موضوع است.

اما نظر من با این دوستان کمی متفاوت است و امیدوارم که نوشته های مرا به حساب بدخواهی من برای جناب قیچی ساز (که برای شخصیت و توان فنی  کوهنوردی او احترام بسیار قائلم) بطور خاص و یا سایر کوهنوردان بطور عام نگذارید.

ضمنا" نوشته من به هیچ وجه به منزله نفی فساد حاکم بر فوتبال و بسیاری دیگر از ورزشها نیست.

من تنها سعی می کنم قدری با انصاف نظر خود را بدهم حتی اگر این نظر را بسیاری بر نتابند:

به نظر من تفاوتهای اساسی بین ورزشی چون فوتبال و کوهنوردی وجود دارد:
فوتبال ورزشی رقابتی است اما کوهنوردی مخصوصا" هیمالیانوردی به شیوه جناب قیچی ساز و بسیاری دیگر از کوهنوردان ایرانی به هیچ وجه رقابتی نیست. کار آقای قیچی ساز صرفا" تلاش برای دستیابی به یک رکورد شخصی است. رکوردی که یکی از عوامل اصلی دستیابی به آن می تواند به مسایل مالی برگردد. بسیاری دیگر از کوهنوردان ایرانی شاید درصورت در اختیار داشتن منابع مالی آقای قیچی ساز می توانستند به چنین رکوردی دست یابند: نمونه آن آقای رضا شهلایی با بیش از 50 سال سن که به قللی چون کی2 و کانچنچونگا و اورست و... صعود نموده اند و یا کوهنوردان بسیاری چون کاظم فریدیان(صعود کی 2 و نانگاپاربات) حسن نجاریان(صعود چندین قله 8000 متر) محمود هاشمی, رضا بهادرانی و...

اصولا" آقای قیچی ساز در کدام میدان رقابتی عادلانه ثابت نموده اند که استحقاق این همه کمک مالی و مدال و ... را دارند؟ و چرا سایر کوهنوردان که نمونه ای از آن را در بالا نام بردم نباید مشمول چنین کمکهایی شوند؟

اما تفاوت دیگر فوتبال با کوهنوردی داشتن تماشاگر(استادیوم-تلویزیون) و مخاطبان بسیار در سایر رسانه ها(روزنامه -سایت و ... ) است. فوتبالیست با هنرش باعث سرگرمی مردم شده و گردش مالی بالایی را ایجاد می کند و طبعا" باید درآمد بالاتری داشته باشد اما آیا فعالیتهای کوهنوردی آقای قیچی ساز و یا هر کوهنورد دیگری چون او نیز چنین تاثیری در جامعه دارد؟
امروزه در کوهنوردی دنیا کوهنوردان یا با تکیه بر منابع مالی شخصی خود کوهنوردی می کنند و یا از طریق جذب اسپانسر از بخش خصوصی.

کوهنوردان با اجرای برنامه هایی که برای اسپانسرها جذابیت داشته باشد و قابلیت بازگرداندن سرمایه گذاری انجام گرفته شده را داشته باشد منابع مالی صعود خود را جذب می کنند و دستگاههای دولتی هیچگاه منابعی را که به عموم جامعه تعلق دارد را صرف اجرای برنامه های کوهنوردی (مخصوصا" از نوع تجاری و توریستی آن) نمی کنند.

اما حتی اگر اراده ای بر ارایه کمکهای دولتی به قهرمانان ملی که در عرصه های رقابتی عنوانی را کسب می نمایند وجود داشته باشد باید گفت که تنها عرصه رقابتی کوهنوردی دنیا را بتوان جوایز کلنگ طلایی  است. دادن مدال و قهرمان خواندن و برخوردار شدن از جوایز دولتی به یک کوهنورد یا هیمالیانورد تنها درصورتی می تواند عادلانه باشد که در عرصه های رقابتی چون جوایز کلنگ طلایی و امثالهم موفق به کسب موفقیتی گردد و گرنه ارائه منابع مالی از سیستمهای دولتی و عمومی برای فعایتهای کوهنوردی شخصی افراد مصداق رانت خواری و عدم عدالت در توزیع منابع است .

همین

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۰ بهمن۱۳۹۳ساعت 7:0  توسط مهدی فرهادی  | 

دوشنبه 13 بهمن 93 عازم جبهه شمالی دیواره آزادکوه هستیم.

برای گشایش مسیری نو بر روی دیواره های زیبا و البته دور از دسترس. 

از همه دوستانی که در این مسیر ما را یاری نمودند سپاسگذاریم.

اندازه واقعی پوستر

اعضاء تیم:

مهدی فرهادی(سرپرست)

محمد ذبیح مند

محسن سعید زاده

یاسر جعفری

فرشاد میجوجی(مسئول فنی)

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۲ بهمن۱۳۹۳ساعت 12:41  توسط مهدی فرهادی  | 

ایده اولیه این کار در جشنواره زمستانه انجمن کوهنوردان در منطقه خور که من مسئولیت بخش کوهنوردی آن را داشتم با همراهی احسان پرتوی نیا و فرشاد میجوجی رقم خورد و سال جاری نیز در کمیته فنی باشگاه دماوند به اتفاق حسن جواهرپور دومین کارگاه صعودهای زمستانه دشوار در منطقه شیرپلا ,گرده اسپیلت برگرار گردید

هفته گذشته نیز سومین دوره این کارگاه توسط من و همراهی سه نفر کوهنورد علاقمند از استان قم برگزار گردید .

هدف از اجرای این کارگاه , آموزش مهارتهای صعودهای زمستانه فنی و در مسیرهای ترکیبی(برف-سنگ-یخ) در شرایط واقعی کوهستان است. مخاطبان این دوره نیز کسانی هستند که دارای تجربیاتی در کوهپیمایی زمستانه بوده و قصد ارتقاء سطح فعالیتهای خود را دارند. مربیان این دوره کسانی می توانند باشد که خود از دانش و تجربه بالایی در اجرای برنامه های زمستانه فنی و در شرایط سخت و دشوار برخوردار باشند .
این دوره در محیطهای امن و از پیش تعیین شده و آماده سازی شده آموزشی برگزار نمی شود,در این دوره کارآموزان وارد محیطهای چالش برانگیز کوهستانی شده و به همراه مربی که در کنار آنها خود نیز صعود می کند کسب تجربه می کنند.
این دوره طرح درس مدون و از پیش نوشته شده ای ندارد. در ابتدا بر اساس برآوردی که از سطح توان کارآموزان می شود مسیری برای صعود آنها انتخاب شده و افراد درگیر آن مسیر و چالشهای پیش رو خود می شوند و در این مسیر همواره مربی در کنار آنها و راهنمای آنهاست.

در انتهای این دوره نیز هیچ مدرکی به شرکت کنندگان داده نمی شود و تنها مدرک آنها برای اثبات حضور در چنین دوره ای مهارتهایی است که در انتها کسب می کنند.

در انتها گزارشی مختصر از سومین دوره آموزشی صعودهای دشوار در منطقه رودبار قصران(قله روته) ارایه می شود:

تاریخ برگزاری: 2و3 بهمن93

مربی : مهدی فرهادی

اعضاء: محمد شاکری- حمید قاسمی زاده- حسین محمد بیگی(گروه کوهنوردی مهر قم)

قعالیتها:

پیمایش با کرامپون

برقراری کمپ در شرایط دشوار و بر روی یالی پرشیب

صعود مسیرهای سنگی(با شیبهای متنوع) با ابزار یخ نوردی(درای تولینگ)

صعود و فرود از گرده ها و دهلیزهای پوشیده از برف

کار با وسایل برقراری میانی و کارگاه بر روی شیبهای برفی(اسنو تیوب-لنگر برف-نبشی)

صعود آبشار یخی و آشنایی 

برقراری کارگاه و میانی بر روی مسیرهای یخی

بخشی از تصاویر این برنامه:

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۶ بهمن۱۳۹۳ساعت 8:53  توسط مهدی فرهادی  | 

تابستان سال 93 دیواره شمالی علم کوه شاهد هنرنمایی دو کوهنورد جوان کشورمان بود.

فرشاد میجوجی و سعید آقاکاشی سنگنوردان توانمند قزوینی  برای اولین بار در تاریخ کوهنوردی کشورمان طی یک تلاش دو روزه و به شیوه آلپی موفق به گشایش مسیری نو بر روی دیواره علم کوه گردیدند.

سایز اصلی

سعید و فرشاد عزیز گزارشی کامل و جامع از این صعود بزرگ را تهیه نموده و در اختیار علاقمندان کوهنوردی واقعی قرار داده اند.

برای دانلود این گزارش به لینک ذیل مراجعه کنید:

دانلود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۹ دی۱۳۹۳ساعت 17:14  توسط مهدی فرهادی  | 

اولین تیم ایرانی خود را برای صعود زمستانه نانگاپاربات آماده می کند .

حتی فکر کردن به چنین صعودی در بین کوهنوردان ایران می توان اتفاق بزرگی باشد.

اتفاقی که بیانگر این است که کوهنوردی ایران از محدوده آرامش خود خارج شده و قصد دارد مرزهای جدیدی را تجربه کند همانگونه که در سال 1391 دیواره برج بی نام ترانگو توسط ایرانیان صعود شد و نیز همانگونه که در سال 1392 جوانان ایران مسیری نو بر روی برودپیک را گشودند. و همانگونه که مسیر 48 لهستان دیواره علم کوه در زمستان توسط کوهنوردان ایرانی صعود شد . اینها نویدهایی از روند ورود کوهنوردی ایران به عرصه های جدید و تازه ای در کوهنوردی است.

هدف از نگاشتن این مقدمه دعوت همه کوهنوردان و علاقمندان به رشد کوهنوردی کشورمان برای کمک به تیم زمستانه نانگاپاربات است.

یکی از دوستان عزیز ما اقدام به جمع آوری کمکهای مردمی برای این تیم بزرگ نموده و من نیز به نوبه خود از همه دوستان و مخاطبان این وبلاگ درخواست دارم به این حرکت بزرگ بپیوندند:

درخواست ما بطور خلاصه:

هر نفر مبلغ 10000 تومان را به شماره کارت 6104337935419133
بانک ملت به نام سروش شرفیان اردکانی ،واریز نماید.
در صورت تمایل شماره پی گیری میزان کمک واریزی و مبلغ واریزی راضمیمه این پست در قسمت نظرات ((کامنت ها )) فرمایید. 
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۴ دی۱۳۹۳ساعت 14:16  توسط مهدی فرهادی  | 

چرا فدراسیون و هیاتهای کوهنوردی تیمهای به اصطلاح هیمالیانوردی تشکیل می دهند؟

اصولا" هدف از اردوهای به اصطلاح آموزشی هیمالیانوردی چیست؟

چرا فدراسیون و هیاتها به رقیبان باشگاهها تبدیل شده اند؟ و کاری را که در حیطه وظایف باشگاههاست(آموزش و اجرای برنامه های کوهنوردی) خود راسا" بعهده گرفته اند.

متاسفانه چند سالی است که نهادهای بالادستی کوهنوردی ما بجای اینکه بیشتر به اهداف و ماموریتهای اصلی خود بپردازند انرژی خود را صرف اموری می کنند که اولا" در حیطه وظایف آنها نیست و ثانیا" اثرات مخربی بر پیشرفت این ورزش دارد. بهترین و با انگیزه ترین جوانانی که می توانند نیروی محرکه باشگاهها باشند و تحت نظر مربیان و کوهنوردان با تجربه  به ارتقا کوهنوردی خود بپردازند جذب اردوهای هیمالیانوردی شده و این خود یکی از دلایل پایین آمدن سطح برنامه های کوهنوردی در کشور ما شده است.

مثالی عینی :

امسال در کمیته فنی باشگاه دماوند بهمراه برخی اساتید کوهنوردی دوره هایی را تحت عنوان صعودهای زمستانی دشوار طراحی نمودیم. هدف این دوره ها اجرای برنامه های آموزشی عملی صعودهای فنی و در شرایط زمستانه بود . مسیرهای ترکیبی,یخ نوردی,مسیرهای درای و آموزش بساری دیگر از مهارتهایی که کوهنوردان برای اجرای صعودهای فنی و دشوار بدان نیاز دارند و شاید نداشتن این مهارتها را بتوان یکی از نقائص جدی کوهنوردان ما دانست.

 جامعه هدف ما نیز عمدتا" کوهنوردان جوان و دارای تجربه صعودهای زمستانه بود که قصد ارتقا خود را در این زمینه داشتند.جوانانی که سرشار از میل به پیشرفت بوده و از توان و انگیزه کافی برای ارتقا سطح کوهنوردیشان برخوردارند.

اما وقتی وارد بخش اجرا شدیم متوجه شدیم که بخش عمده این جامعه هدف ما جذب اردوهای به اصطلاح  هیمالیانوردی فدراسیون کوهنوردی و هیات ها شده اند.

 اردوهایی که انگیزه هایی را برای کوهنوردان ایجاد می کنند که به هیچ وجه باشگاها نمی توانند با آن رقابت کنند انگیزه هایی که متاسفانه  صرفا"کوهنوردی نیستند. همچون  وعده صعودهای برون مرزی و بهره برداری از مزایای تیمهای ملی.

خوشبختانه اردوی اول ما برگزار شد و ما به این برنامه خود ادامه می دهیم. و من خود نیز به اتفاق برخی دیگر از این جوانان که از تیر رس فدراسیون کوهنوردی و هیاتها به دور مانده اند در حال برنامه ریزی  و اجرای صعودی که به معیارهای صعودهای با ارزش دنیا نزدیک است می باشیم.

اما به واقع چرا نهادهای رسمی ما چنین رفتار و رویه ای را در پیش گرفته اند. چرا مسئولین کوهنوردی و حتی کوهنوردان و باشگاهداران ما به این درک نرسیده اند که برنامه های فنی و خلاقانه در بستر باشگاهها و گروهها بهتر می توانند اجرا شوند تا در قالب تیمهای به اصطلاح ملی یا استانی تحت نظر نهادهای که بخاطر ساختار دولتی و محافظه کارانه حاکم بر آنها ظرفیت اجرای برنامه های فنی و در کلاس جهانی را ندارند (این چنین برنامه هایی بطور طبیعی با ریسکهایی همراه هستند و ساختار دولتی نیز با ریسک میانه خوبی ندارد) .

اما راهکار چیست؟

فدراسیون و هیاتهای کوهنوردی بجای تیمداری و برگزاری اردوها به تقویت باشگاهها بپردازند و با ارائه مشاوره و نظارت بر آنها کوهنوردان را به فعالیت در این محیطها سوق دهند و خود به اموری بپردازند که وظیفه ذاتی آنهاست. به همین راحتی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۰ دی۱۳۹۳ساعت 8:50  توسط مهدی فرهادی  | 

Tool seduction
اغوای ابزار
اغوای ابزار یکی از خطرات عمده ایست که سازمانها را تهدید می کند. رهبران و مدیران سازمانها و گروه ها تصور می کنند که با بهره بردن از جدیدترین نرم افزارها و به روزترین سیستمها و در اختیار داشتن معروفترین مشاوران و مطالعه جدیدترین و شناخته شده ترین کتابهای مدیریتی راه رستگاری را یافته و می توانند سازمان خود را به سوی موفقیت رهنمون سازند.

اما به واقع چنین نیست.

اینان دچار بیماری مهلک اغوای ایزار شده اند ولی خود از آن بی خبرند.

اما من می خواهم به دنیای کوچک کوهنوردی خودمان بپردازم:

در عالم کوهنوردی نیز به واقع اغوای ابزار و ابزار زدگی یکی از آسیبهای جدی در فرهنگ کوهنوردی شده است.

اغوای ابزار در کوهنوردی یعنی: تکیه بیش از حد بر ابزارها ,تکنیکها,مقالات و امثالهم و در عوض فراموش کردن مهارتهای رفتاری. مهارتهایی که در لحظات دشوار که هیچ ابزاری نمی تواند کوهنورد را نجات دهد به کمک او آمده و فرشته نجات او می شود. مهارتهایی چون صبر و استقامت,خویشتنداری, خلاقیت, آرامش ذهنی, توانایی بدنی بالا,اعتماد به نفس و بسیاری دیگر از مهارتهایی که بدون داشتن آنها نمی توان خود را کوهنورد نامید.


در جامعه کوهنوردی ما کوهنوردان بسیاری به خصوص کوهنوردانی که در دهه اخیر وارد این حیطه شده اند درگیر آسیب ابزار زدگی شده اند. امروزه کوهنوردان جوان ما بجای اینکه وارد محیط کوهستان شده و خود را درگیر فضای واقعی کوهستان کنند دروب سایتها و مجلات و کاتالوگها بدنبال کوهنوردی هستند. در پی یافتن بهترین برندها و آخرین متدهای صعود و جدیدترین و دهان پرکن ترین ابزارها هستند.
کوهنوردان بسیاری را می بینیم که در کلکسیون ابزار و تجهیزات خود چیزی کم و کسر ندارند . ده ها گره مختلف را چشم بسته بر روی طناب اجرا می کنند. دوره های کارآموزی و پیشرفته و مربی گری را یکی پس از دیگری طی می کنند نام تمامی سنگنوردان و یخ نوردان و ...بسیاری دیگر را می دانند و جدیدترین فیلمهای کوهنوردی را در آرشیو خود داشته و یا مشاهده نموده اند.
. اما در عرصه عمل چیزی از این کوهنوردان مشاهده نمی کنیم 
اغوای ابزار و ابزار زدگی یکی از بیماریهای مهلکی است که متاسفانه کوهنوردی ما بدان دچار شده است و برای درمان آن باید چاره ای اندیشید و همتی را آغاز کرد.
البته این تنها خطر و بیماری نیست که کوهنوردی مارا تهدید می کند ولی یکی از خطرات عمده ایست که می توان از آن نام برد.
برای رهایی از اغوای ابزار باید مبانی ارزشی کوهنوردی ما تغییر کند.

بعنوان مثال سیستم آموزش مدرک محور ما به مهارت محور تغییر یابد.
معیار ارزشگذاری صعودهای ما از صعودهای دهان پرکن و تبلیغاتی به صعودهای خلاقانه و با کیفیت تغییر یابد.
ابزار و تجهیزات در خدمت کوهنوردی باشد و نه برعکس آن و به کوهنوردان جوان و مبتدی مهارتهای فنی و ذهنی کوهنوردی یاد داده شود و روح خلاقیت در آنها پرورانده شود و آنها به کاربران و بندگان ابزارهایشان تبدیل نشوند.

برای کوهنورد شدن باید کوهنوردی نمود و کوهنوردی نمود و کوهنوردی نمود و راه کوهنورد شدن تنها از محیط صعب العبور,خطرناک و دشوار کوهستان می گذرد و سایر راههایی که از مسیرهای سهل و آسان می گذر د هرچند ممکن است مسیرهای جذابی باشند اما مارابه کوهنوردی و کوهنورد شدن نمی رساند.
فعلا" همین

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۸ آذر۱۳۹۳ساعت 14:38  توسط مهدی فرهادی  | 

اواخر شهریور ماه سال جاری افتخار همنوردی در صعود قلل علم کوه,لشگرکها و دماوند را با یکی از کوهنوردان بزرگ آلمانی داشتم.

 

کوهنوردی فروتن و دوست داشتنی که هم از لحاظ فنی و هم اخلاقی از او بسیار آموختم .

کوهنوردی که در سن 73 سالگی همچنان آماده و سرحال است و بعنوان راهنمای کوهنوردی و اسکی در کشور آلمان فعالیت می کند و درعین حال کلیه درآمد حاصل از این راه را به امور خیریه اختصاص می دهد.

زیگی(Siegfried "Sigi" Hupfauer) در سال 1941 در کشور آلمان متولد شد. او تاکنون 8 قله 8هزار متری,دوازده قله 7 هزار متر,شصت قله 6000 و بیش از یکصد قله بالای 5 هزار متر را صعود کرده است.

صعودهای هشت هزار متری او:

1973-ماناسلو-تحت سرپرستی Gerhard Schmat

1978-اورست-تحت سرپرستی Karl Herrligkoffer

1980-شیشاپانگما تحت سرپرستی Manfred Abelein

1982-گاشربروم1

1986-برودپیک

1987-گاشربروم2

1988-نانگاپاربات

1990-چو اویو

او در سال 1971 سرپرستی تیم آلمانی برای صعود قله 7485 متری نوشاخ در کشور افقانستان را بعهده داشت.
صعود زمستانه دیواره آیگر در سال1966 یکی از فعالیتهای شاخص این کوهنورد بزرگ است.

همسر زیگی Gabrieleنیز از زنان کوهنورد شاخص کشور آلمان است که به همراه او موفق به صعود قلل گاشربروم2 , برودپیک و چو اویو گردیده است.

زیگی از صعود قله آمادابلام در کشور نپال بعنوان یکی از صعودهای به یادماندنی خود بهمراه همسرش یاد می کند.

زیگی تاکنون سفرهای زیادی به کشور ایران داشته و 8 بار نیز موفق به صعود قله دماوند گشته است.

پی نوشت:

برخی از اطلاعات صعودها و زندگی "زیگی" از وبسایت ویکیپدیا(اینجا) برداشت گردیده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۸ مهر۱۳۹۳ساعت 16:4  توسط مهدی فرهادی  | 

محسن سعید زاده نوشته ای تامل بر انگیزی را در وبلاگش منتشر کرده و همه ما را به چالش کشیده است.

نوشته ای که باید بارها و بارها آنرا خواند و به آن فکر کرد.

او ما را بر سر یک دوراهی قرار داده است.

انتخاب یکی از این راهها کار ساده ای نیست, هر کدام از ما شاید بین این دو راه در نوسان بوده ایم و شاید هم قاطعانه و شجاعانه یکی از آنها را برگزیده ایم. به هر حال هر کدام از این اتخاب ها بهائی دارد که باید پرداخت.

اما نوشته محسن عزیز:

انتخاب شما كدام است؟ 
تعريف و تمجيد از همه حتي وقتي اشتباه مي كنند و در نهايت تبديل شدن به چهره محبوب؟
يا گفتن حق و تذكر اشتباهات آنها و جلب بي احترامي ها و كج رفتاري ها به سوي خود؟
مورد دوم درست مثل اين مي ماند كه با آگاهي قبلي بجاي بيكار نشستن و گرفتن مزد تن به كار بدهيد و سيلي بخوريد آيا اين منطقي است؟

 

در برخورد با مسائلي كه برايتان مهم است مي توانيد يكي از اين دو رويه را انتخاب كنيد.

اگر هدف شما از رفتارهايتان جلب محبوبيت باشد كار سختي پيش رو نداريد كافيست كمي محافظه كار باشيد، ايرادات و اشتباهات اشخاص را ناديده بگيريد، آيتم هاي مثبت اشخاص را بزرگنمايي كنيد و احترام و تملق خارج از محدوده داشته باشيد 
با اين چند كار ساده شما محبوب جمع مي شويد. در مراسمات با سلام و صلوات از شما استقبال مي كنند و به بالاي مجلس فراخوانده مي شويد شما را انساني فهيم! و داراي فضايل اخلاقي خطاب مي كنند و به طور كلي يك شخص مورد اعتماد! لقب مي گيريد.

و اما شيوه زندگي دوم:
در شيوه دوم كارها سخت پيش مي رود. انجام آنها سخت و تحمل بازخودشان بسيار سخت تر است. بايد در بازگو كردن ايرادات و اشتباهات اشخاص ابايي نداشته باشيد. حق را بگوييد (از ديدگاه شخصي خودتان حتي اگر از نگاه ديگران حق نباشد) و هدفتان تاثير مثبت روي كليت جريان و در نهايت پيشرفت نسبي سيستم باشد، به ريشه مشكلات بيش از پوسته ظاهري اش بپردازيد اما اخلاق را فراموش نكنيد. انجام اين كارها همانطور كه در ابتداي پاراگراف عرض كردم ازمحبوبيت و احترامتان مي كاهد، به عناوين مختلف متهم مي شويد از جمله حاشيه سازي و عتاب عمدا براي اينكه به شما بفهمانند كه بايد ترمز كنيد رفتار دوگانه از خود نشان مي دهند و كمترين حقوق شما در روابطتان با انها از شما دريغ مي شود

شايد با خود فكر كنيد پس چرا؟ انسان عاقل چرا بايد هم پولش برود و هم آبرويش (ضرب المثل تركي: هم پولوم گئدير هم آبروم) 
چرا بايد كار سخت را انجام دهيم و بجاي پاداش اين كج اخلاقي ها در نصيبمان بشود؟ چرا با انتخاب روش ساده تر و مصالحه جويانه تر و رسيدن به پاداش (احترام و محبوبيت) خود را راضي نكنيم؟

شما منافع شخصيتان را فداي پيشرفت و رفع اشتباهات همان هايي مي كنيد كه در مقابل انتقاد محترمانه تان به جاي پاسخگويي و رفع اشتباهات احتمالي به شما بي احترامي مي كنند و حقوق اوليه انساني تان در روابط احتماعي را از شما دريغ مي كنند.

به اين دو روش رفتار و شيوه زندگي فكر كنيد...انتخاب با شماست!

 


نكته پايان مطلب اين است كه كلمات به كار برده شده مانند: حق، ايراد و اشتباه مفاهيم نسبي داشته و ممكن است از نظر افراد در جاي درست يا نادرست به كار رفته باشند بنابراين در تمام اين سطور منظور از حق چيزيست كه نگارنده در تصور خويش دارد و ممكن است در حقيقت نادرست باشد. در واقع كس نمي تواند ادعا كند  كه گفته اش حتما درست و به حق بوده است.

منبع: وبلاگ آیاز

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۵ شهریور۱۳۹۳ساعت 10:14  توسط مهدی فرهادی  | 

سعید و فرشاد عزم خود را برای صعودی بزرگ جزم نموده بودند. پیش از برنامه شوق بی حد و حصر صعود را در چشمان این دو جوان دوست داشتنی مشاهده می کردم. آنها تصمیم گرفتند که طی یک صعود سبکبار و آلپی مسیری نو را بر روی دیواره علم کوه گشایش کنند و چنین نیز نمودند .

اولین بار بچه ها از طول پنجم مسیر تماس گرفته و خبر گشایش 5 طول سنگین را به من دادند صدایشان پر انرژی و شاد بود  و امیدوار به صعودی عالی در روز بعد.

ساعت حدود 18 پنجشنبه 23 مردادماه 1393 فرشاد میجوجی و سعید آقاکاشی از روی قله علم کوه با من تماس گرفتند و خبر خوش گشایش مسیری جدید بر روی دیواره علم کوه را که توسط این دو جوان توانمند و خوش آتیه به انجام رسید را اعلام نمودند.
این صعود طی دو روز به روش آلپی انجام گرفت و حدود 11 طول نیز گشایش مسیر انجام گرفت.

11 طول گشایش مسیر طی دو روز آماری فوق العاده است و نشان از بلوغ و توان بالای سنگنوردی این دو جوان دارد.

این صعود بزرگ و مستقل را که می تواند نشانه ای از زنده شدن و بالنده شدن دیواره نوردی کشورمان باشد به سعید آقاکاشی و فرشاد میجوجی عزیز و همچنین جامعه کوهنوردی کشورمان تبریک می گویم

پی نوشت:

بچه های تیم گشایش مسیر امروز شنبه 25 مردادماه به ونداربن می رسند و طی تماسی اعلام نمود که نام مسیر را "راژیا" نام نهادند.

راژیا نام قدیم شهر قزوین محل تولد فرشاد و سعید است.

+ نوشته شده در  شنبه ۲۵ مرداد۱۳۹۳ساعت 14:17  توسط مهدی فرهادی  | 

مراسم گزارش خوانی صعود زمستانه دیواره علم کوه از مسیر 48 لهستان

دوشنبه 27 مردادماه1393

تهران- خیابان انقلاب، خیابان خاقانی، سالن ستاد سامان‌دهی سمن‌ها

ساعت 17 الی20

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۲ مرداد۱۳۹۳ساعت 11:2  توسط مهدی فرهادی  | 

امروز نوشته ای را در وبلاگ دوبی سل مطالعه نمودم,اگرچه نوشته ای تلخ بود و به واقعیاتی ناراحت کننده در کوهنوردی ما اشاره داشت اما مرا خوشحال نمود .

من خوشحالم که هنوز جوانانی چون نیما هستند که در پی کوهنوردی ناب هستند و تب هیمالیانوردی تجاری آزارشان می دهد. 

خوشحالم که جوانانی چون نیما و بسیاری دیگر هستند که کوهنوردی را برای خود کوهنوردی دوست دارند نه چیز دیگر.

جوانانی که در پی راههای میانبر و پریدن از پله های رشد و ترقی نیستند و می دانند که تنها راه رشد کوهنوردی ما و اجرای کارهای با ارزش در آنسوی مرزها این است که درخت کوهنوردی ما ریشه های محکمی در کوههای داخلی داشته باشد.

شما را به خواندن نوشته با ارزش نیما اسکندری در وبلاگ "دوبی سل " دعوت می کنم:

http://dobisel.blogfa.com/post/71

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۴ مرداد۱۳۹۳ساعت 13:34  توسط مهدی فرهادی  | 

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد

گزارش از: مهدی فرهادی

این گزارش بصورت خلاصه در این روزنامه درج شده, گزارش تفصیلی این صعود بزودی در این وبلاگ در چند بخش در این وبلاگ ارائه خواهد گردید. ضمنا" لینک فایل pdf این صعود را در اینجا مشاهده فرمائید.

صعود زمستانی دیواره علم کوه را شاید بتوان نهایت آرزوی بسیاری از دیواره نوردان ایرانی دانست.
از سالهاي دور تلاش‌های بسیاری روی این غول عظیم گرانیتی ایران زمین انجام گرفته است. تلاش‌هایی که بسیاری از آنها به نتیجه غائی که همانا صعود کامل دیواره بوده نینجامیده و به جز دو صعود کامل مسیر آرش به‌صورت انفرادی توسط محمد نوری از کوهنوردان نام‌آور باشگاه آرش در سال1369 و صعود سال 1380 تیم دانشجویان دانشگاه شریف به مسیر 52 شکوه ،صعود موفق دیگری بر این دیواره انجام نگرفته بود.در چنین وضعیتی شاید ایده صعود زمستانی دیواره علم کوه آن هم از مسیر 48 لهستانی‌ها قدری بلندپروازانه به نظر می‌رسید ایده صعود مسیری که برخلاف مسیرهایی که پیش از این در زمستان صعود شده بود،در آن کمتر خبری از کارگاه‌های آماده و حتی میانی‌های مطمئن است. اما ایده صعود زمستانی48 و تشکیل تیمی به این منظور چگونه شکل گرفت؟پاییز سال 1392 با پیشنهاد فرشاد میجوجی (از سنگ‌نوردان جوان قزوینی) جمعی از سنگ‌نوردان گرد هم آمدیم تا با انجام تمرینات منظم با رویکرد گشایش مسیر در دیواره‌های کشور خود را برای برنامه گشایش مسیر دیواره غربی در تابستان سال 93 آماده کنیم. هسته اولیه این برنامه با حضور فرشاد میجوجی (قزوین) – احسان پرتوی‌نیا (کرج) مهدی فرهادی(تهران) علی مصباحی (تهران) و حامد حواله دار(تهران) در جلسه‌ای در پای دیواره پل خواب تشکیل گردید و چندی بعد سعید آقاکاشی (قزوین) و امین معین (تهران) نیز به این جمع افزوده شدند.
با نظر جمع مقرر شد که یکی از اردوهای تمرینی ما در زمستان سال92 در منطقه علم کوه با هدف تلاشی محدود روی یکی از مسیرهای دیواره برگزار شود. پتانسیل و انگیزه بالای اعضای این گروه در برنامه‌های تمرینی پل خواب و دیواره وستون باعث شد که احسان پرتوی نیا ایده قدیمی که سال‌ها ذهن او را به خود مشغول کرده بود در بین اعضای گروه مطرح کند و آن ایده چیزی نبود جز تلاش برای صعود زمستانی دیواره علم کوه از مسیر 48 . دلیل اصلی احسان برای این پیشنهاد کسب تجربه‌ای جدید در زمینه صعود زمستانه پاک و به شیوه استفاده از ابزارهای غیر کوبشی روی دیواره علم کوه بود. مسیر 48 لهستانی‌ها مسیری است که کمترین میزان میخ و رول و کارگاه‌های آماده را در این دیواره داشته و صعود آن از بسیاری از جهات
 به گشایش مسیر شبیه است.
ایده احسان اگرچه قدری فراتر از تصورات ما بود، اما همگی با اتفاق نظر تصمیم گرفتیم که به تجربه‌ای نو دست بزنیم حتی اگر شانس موفقیت آن اندک باشد. ما تصمیم گرفتیم که اندکی از مرز توانایی‌هایمان فراتر برویم و از محدوده آرامشمان فاصله بگیریم و به این شکل ماراتن سنگین صعود زمستانی 48 آغاز شد.
برنامه‌ریزی، تدارکات، اجرا
برای اجرای برنامه صعود دیواره علاوه‌بر برنامه‌های تمرینی و هماهنگی که تدارک دیده شد دو برنامه بارگذاری بارهای فنی، تجهیزات کمپینگ و پوشاک در منطقه علم چال و سرچال را نیز در نظر گرفتیم.
اولین برنامه بارگذاری (16-17 آبان‌ماه)
در این برنامه حدود 140 کیلو بار شامل: مواد غذایی- پرتالج، طناب جهت ثابت‌گذاری و برخی دیگر از تجهیزات کمپینگ و پوشاک را به سرچال انتقال داده و مقداری از بارها را در نقطه‌ای بین سرچال و علم چال بارگذاری کردیم. علاوه‌بر نفرات تیم دوستانی از خانه کوهنوردان تهران، بزرگورانه در حمل بارها به ما کمک کردند. افراد شرکت‌کننده در این برنامه: عباس رنجبری، نیما اسکندری، روشن قوامیان، آنا فراهانی، محسن ضیاء، رشید صمد‌زاده، احسان پرتوی‌نیا، مهدی فرهادی، حامد حواله‌دار، علی مصباحی، امین معین وسعید آقاکاشی بودند.
دومین برنامه بارگذاری (21-22 آذرماه 1392)
در این برنامه پنج نفر از اعضای تیم بخشی از بارهای فنی و مواد غذایی را طی یک برنامه دو روزه همراه با برفکوبی سنگین به سرچال منتقل کردند. نفرات شرکت‌کننده در این برنامه: احسان پرتوی‌نیا، فرشاد میجوجی، حامد حواله‌دار- سعید آقاکاشی و علی مصباحی بودند.
گزارش 13 روز تلاش نهایی برای صعود زمستانه دیواره علم کوه(مسیر48)
پنج‌شنبه 17 بهمن‌ماه 1392
حرکت از تهران به سمت کلاردشت –رودبارک و پس از یک ساعت پیاده‌روی در ونداربن اقامت می‌کنیم.

جمعه 18 بهمن‌ماه 1392(روز دوم)
حدود ساعت پنج‌و‌نیم صبح حرکت خود را به سمت بالا آغاز می‌کنیم. خوشبختانه به‌علت سفت‌بودن و تثبیت برف‌ها مسیر شیب‌های بهمنی بعد از کشتی سنگ تا سرچال کاملا ایمن است. اولین گروه از نفرات تیم حدود ساعت 15 به سرچال می‌رسند. هوای سرچال صاف و با سرعت باد نزدیک به صفر دمای هوا در شب نیز به حدود منفی 15 درجه می‌رسد.
شنبه 19 بهمن‌ماه  1392(روز سوم)
بعد از صرف صبحانه و لیست‌برداری و جداکردن بارهایی که باید به علم چال حمل شود حدود ساعت 11 حرکت خود را به سمت بالا آغاز می‌کنیم. بعد از حدود یک ساعت به محل بارگذاری وسایلمان می‌رسیم حامد به کمک GPS محل دقیق بارها را به ما نشان می‌دهد. بارها را خارج کرده و بخشی از آنها را نیز به کوله‌های خود افزوده و به نزدیکی علم چال منتقل می‌کنیم. برنامه فردا انتقال بقیه بارها و امکانات کمپینگ به علم چال و برقراری کمپ و اقامت در علم چال است.
یکشنبه 20 بهمن‌ماه 1392(روز چهارم)
امروز ساعت 10 همگی از پناهگاه خارج می‌شویم و بخشی دیگر از بارها را حمل و کمپ خود را پای قله شاخک برپا می‌کنیم. فردا باید چند کار مهم دیگر را به انجام برسانیم: ثابت‌گذاری طناب تا پای مسیر 48-حمل بخشی دیگر از بارها از دروازه جهنم (محل بارگذاری پاییزه بارها) به علم چال - و حمل ابزارهای فنی و طناب‌ها از روی طناب ثابت‌ها به پای مسیر. شب سردی را در کمپ سپری می‌کنیم هوای بیرون چادرها حدود منفی 20 درجه و باد ملایمی نیز می‌وزد که گهگاه شدید و کوبنده نیز می‌شود. برنامه فردا: مهدی و فرشاد: ثابت‌گذاری از کف یخچال تا پای مسیر- امین و حامد: حمل بار تا پای مسیر- احسان و علی: حمل بار تا پای طناب ثابت‌ها.


دوشنبه21 بهمن‌ماه 1392(روز پنجم)
صبح زود مهدی و فرشاد حرکت خود را به سمت گل سنگ‌ها آغاز می‌کنند. احسان مسیر سمت راست گل سنگ‌ها را به صورت مستقیم تا پای مسیر 48 برای ثابت‌گذاری پیشنهاد می‌دهد. علی و احسان طناب‌های ثابت را به پای مسیر می‌رسانند و مهدی کار ثابت‌گذاری را آغاز می‌کند و بعد از یک ساعت و نیم تلاش درحالی که حدود 300 متر طناب را به پشت خود متصل کرده به کارگاه اول مسیر 48 می‌رسد؛ خوشبختانه به‌رغم شیب تند مسیر، برف به‌خوبی تثبیت شده و مشکل خاصی در روند صعود پیش نمی‌آید. فرشاد با حرکت بر روی طناب ثابت با نصب نبشی برف و سایر ابزارهای موجود ریبلی‌های مسیر ثابت‌گذاری شده را ایجاد کرده و امین و حامد نیز کلیه ابزارهای فنی و طناب ثابت‌های مورد نیاز برای صعود را تا پای مسیر دیواره حمل می‌کنند. علی و احسان نیز که از مزیت استفاده از راکت برف و اسکی برخوردارند، برخی دیگر از بارهایی را که در مسیر سرچال به علم چال قرار داده شده بود به محل کمپ منتقل می‌کنند. 
سه‌شنبه22 بهمن‌ماه 1392(روز ششم)
امروز صبح احسان و فرشاد اولین گروهی هستند که حرکت خود را به سمت دیواره آغاز می‌کنند. آنها قصد دارند با صعود طناب ثابت‌ها خود را به پای مسیر رسانیده و شانس خود را برای صعود طول 1 امتحان کنند.مهدی و علی پرتالج را به پای دیواره منتقل کرده و با کمک احسان آن را پای مسیر نصب می‌کنند. مسیر طول 1 به‌علت خفته بودن شیب آن و پوشیده بودن شکاف‌ها از برف و یخ، قدری بد قلق و صعود آن زمانبر است و بعد از حدود 25 متر صعود، فرشاد به علت شرایط مسیر و کمبود ابزار از ادامه صعود منصرف می‌شود.شب هنگام احسان تغییراتی در ترکیب اولیه ایجاد می‌کند: مقرر می‌شود مهدی و امین و همچنین علی و حامد به‌عنوان کرده‌های بعدی به نوبت بر روی مسیر فعالیت کنند. مهدی و امین فردا باید ادامه مسیر را صعود کنند.
چهارشنبه 23 بهمن 1392(روز هفتم)
امروز صبح مهدی و امین عازم صعود بخش دوم طول 1 دیواره می‌شوند. امین با صعود بر روی طناب ثابت به ابتدای فیس می‌رسد و با ایجاد یک حفره کوچک با سر مته بر هوک سوار شده و فیس عمودی را عبور کرده و بعد از جا گذاشتن چند ابزار به شیب خفته زیر کارگاه می‌رسد و سرانجام بعد از 20 متر صعود به یک کنج کوچک که میخی در آن قرار دارد می‌رسد و کارگاه را برقرار کرده و پس از ثابت کردن طناب بر روی کارگاه، مهدی یومار زده و با جمع کردن ابزارها به امین می‌رسد و حوالی ساعت 14:30 است که تصمیم به بازگشت می‌گیرند. علی و حامد امروز خود را به پای مسیر رسانده و بعد از زدن یک رول پرتالج (چادر عمودي كه در صخره نصب مي‌شود)
 را به آن نصب کرده و شب را در پرتالج سپری می‌کنند. بارش برف در شبانگاه و حجم بالای برفک در داخل چادر بر سختی‌های این اقامت شبانه می‌افزاید.
پنج‌شنبه 24 بهمن 92 (روز هشتم)
امروز علی و حامد پس از سپری کردن یک شب سخت داخل پرتالج حوالی ساعت 6:30 صبح حرکت خود را به قصد صعود طول دوم مسیر آغاز می‌کنند. علی ساعت 8 صبح صعود سرطناب مسیر را آغاز می‌کند. سرانجام بعد از حدود 6 ساعت و 45 متر صعود دشوار علی به کارگاه زیر کنج بزرگ می‌رسد و پس از برقراری کارگاه فرود می‌آیند. امروز همزمان با فرود علی و حامد، فرشاد و احسان حرکت خود را به قصد شب مانی در پرتالج از کمپ اصلی آغاز می‌کنند. ضمنا امروز فرح، آنا و سعید نیز طی تماسی به ما اعلام کردند که حرکت خود را از رودبارک به سمت ونداربن آغاز کرده تا فردا از ونداربن به سمت سرچال حرکت کنند.
جمعه25 بهمن 1392(روز نهم)
فرشاد و احسان نیز همچون علی و حامد شب سختی را در پرتالج سپری می‌کنند. فرشاد و احسان پس از حدود100 متر یومار زدن بر طناب ثابت به پای کنج بزرگ می‌رسند. خوشبختانه اوضاع کنج بزرگ از چیزی که بچه‌ها تصور می‌کردند خیلی بهتر است و برف زیادی داخل شکاف‌ها نخوابیده و به‌جز چند متر ابتدایی کنج که تقریبا پیاده رو است برف چندانی در مسیر وجود ندارد. سرانجام احسان صعود سرطناب مسیر را آغاز می‌کند. بعد از 4 ساعت احسان به کارگاه می‌رسد و چند متر بعد از کارگاه نیز ادامه می‌دهد اما با توجه به وضعیت زمان و شرایط سخت حمایتچی از ادامه صعود منصرف شده و در کارگاه کنج مستقر شده و پس از بالا کشیدن بارها و مرتب کردن کارگاه و همچنین ثابت کردن طناب استاتیک در مسیر به همراه فرشاد راه بازگشت را در پیش گرفته و به کمپ اصلی بر می‌گردند.امروز همچنین فرح،آنا و سعید موفق شدند پس از یک صعود نفسگیر خود را به سرچال رسانده تا فردا در علم چال به ما ملحق شوند.
شنبه 26 بهمن 1392(روز دهم)


مهدی و امین ساعت 4 صبح حرکت خود را از چادر آغاز می‌کنند 300 متر صعود طناب ثابت پای یخچال تا پای دیواره و همچنین 150 متر صعود روی طناب ثابت‌های دیواره تا شروع صعود اصلی آنها در پیش رویشان است ساعت 8 صبح مهدی اولین میانی طول چهارم(گرده اسبی) را انداخته و صعود را آغاز می‌کند سرانجام مهدی با حدود 40 متر صعود به کارگاه می‌رسد. زمان عالی است ساعت 9:45 است. طول بعد را به طول 45 متر امین به‌صورت سرطناب صعود کرده و سپس کارگاه را ایجاد کرده و با حمایت مهدی و رسیدن او به کارگاه امین 15 متر تراورس تا پای دو جورابی را نیز طی کرده و پس از ثابت کردن طناب در پای دو جورابی به کارگاه طول 5 فرود می‌آید. مهدی و امین پس از مرتب کردن کارگاه فرود آمده و پس از تلاشی حدود 12 ساعته به کمپ اصلی می‌رسند. امروز سعید، آنا و فرح هم به کمپ اصلی می‌آیند و در کمپ مستقر می‌شوند. 
احسان برنامه صعود فردا را مشخص می‌کند. فرشاد و حامد باید ساعت 12 شب حرکت خود را آغاز کرده و با صعود طناب‌های ثابت خود را به پای دو جورابی رسانده و دو طول باقیمانده تا ریزشی‌ها را صعود کنند.
یکشنبه27 بهمن 1392(روز یازدهم)-پایان صعود
حامد و فرشاد ساعت 12 شب از چادر خارج می‌شوند و به سمت دیواره حرکت می‌کنند. ساعت 1:30 به پای دیواره رسیده و ساعت 5:30 به پای دوجورابی می‌رسند. ساعت 13:30 بعد از 12 ساعت تلاش لحظه‌ای که مدت‌ها در انتظارش بودیم می‌رسد و فرشاد و حامد همدیگر را در انتهای ریزشی‌ها در آغوش می‌گیرند و این خبر را از طریق بی‌سیم به اطلاع نفرات حاضر در کمپ اصلی می‌رسانند. حامد و فرشاد تصمیم می‌گیرند به احترام سایر نفراتی که در این صعود زحمت کشیدند تا در نهایت دو نفر به انتهای مسیر برسند و هدف اصلی برنامه كه صعود دیواره بود، نه صعود قله چند متر انتهایی تا قله را طی نكنند و پس از چند دقیقه استراحت، قرار دادن یك نشانه صعود و ثبت فیلمی از انتهای مسیر راه بازگشت را در پیش می‌گیرند. در نهایت ساعت19:30 بعد از تلاشی سخت درحالی که حجم زیادی ابزار و تجهیزات را همراه خود دارند به پای یخچال رسیده و مورد استقبال همنوردان خود قرار می‌گیرند
دوشنبه28 بهمن 1392(روز دوازدهم)
از شب گذشته یکسره برف می‌بارد.. صبحگاه که بر می‌خیزیم حجم باور نکردنی برف را در منطقه مشاهده می‌کنیم. بیش از 50 سانتیمتر برف باریده و حجم عظیمی برف به‌صورت بهمن از بالای دیواره به سمت پایین دیواره سرازیر شده و مناظر شگفت‌انگیزی را ایجاد کرده ساعت11 بعد از جمع کردن وسایل به سمت سرچال حرکت می‌کنیم.
حوالی ساعت 13 به سرچال می‌رسیم. به علت دید کم مسیر و بارش برف تازه احسان تصمیم به نرفتن تیم به پایین می‌گیرد.
سه‌شنبه29 بهمن 1392(روز سیزدهم)
امروز هوا خوب و آرام است بدون اندکی ابر در بالا و مه در پایین دست. تصمیم سرپرست بر رفتن است و همگی کوله‌ها را بسته و بارها اضافی را در سرچال جاسازی کرده و راه برگشت را در پیش می‌گیریم. خوشبختانه وضعیت برف بسیار پایدار است و تقریبا خطر بهمن ما را تهدید نمی‌کند. حوالی ظهر به ونداربن می‌رسیم و پس از لختی استراحت راه را به سوی آخرین نقطه ماشین رو که وانت نیسان انتظار ما را می‌کشد در پیش می‌گیریم. سپس رودبارک و پس از آن هر کس راه خانه را در پیش می‌گیرد و سفر 13 روزه ما نیز به پایان می‌رسد سفری هرچند 13 روزه اما خوش یمن و مبارک.

+ نوشته شده در  شنبه ۴ مرداد۱۳۹۳ساعت 0:16  توسط مهدی فرهادی  | 

28 تیرماه 93 برنامه صعود زمستانه دیواره علم کوه از مسیر 48 به پایان رسید.

شاید این عنوان قدری عجیب باشد.

اما این برنامه به واقع با انتقال تجهیزات به جای مانده از برنامه اصلی در منطقه در روز جمعه28 تیرماه به پایان رسید.

هرچند برخی از اعضاء تیم در همان تاریخ 29 بهمنماه 92 برنامه را به پایان رسانیده و عزم خود را برای بهره برداری از صعودی که نتیجه زحمات همه اعضاء تیم بود جزم نمودند .

 افرادی که در طی مدتی که همنوردانشان وقت خود را صرف جمع آوری وسایل از روی دیواره(تلاشی که کمتر از اجرای خود برنامه نبود) و همچنین تهیه گزارش و فیلم و هماهنگی اجرای گزارش برنامه نمودند یا مشغول به حاشیه سازی و تخریب روحی و روانی اعضاء تیم بودند و یا اینکه با توجه به حضور پررنگشان در فدراسیون کوهنوردی  و اعتباری که بواسطه حضورشان در تیم 48 کسب نموده بودند از مزایای این صعود بهره مند گردیدند.

اما درخصوص دو برنامه تکمیلی صعود زمستانه دیواره علم کوه:

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۹ تیر۱۳۹۳ساعت 20:32  توسط مهدی فرهادی  | 

روز سه شنبه دهم تیرماه 1393 یکی از روزهای خوب در کوهنوردی کشورمان بود:

نه تنها بدین خاطر که:

تیم صعود زمستانه مسیر48 دیواره علم کوه که خود نیز عضوی از آن تیم بودم موفق به کسب اولین کلنگ طلائی ایران شد.

دیروز روز خوبی بود چون روز آشتی کوهنوردانی از طیف های فکری مختلف بود.

روزی بود که به همگان ثابت شد تقسیم بندی کوهنوردی مستقل و دولتی می تواند با اراده همه ما کوهنوردان رنگ ببازد.

روزی بود که من و بسیاری چون من با افرادی که شاید پیش از این خود را از آنان دور می دیدیم احساس نزدیکی بیشتری نمودیم.

از مدیریت جدید فدراسیون کوهنوردی  و همکارانش که گویا قصد دارند این فدراسیون خانه همه کوهنوردان باشد  ممنونم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۱ تیر۱۳۹۳ساعت 19:56  توسط مهدی فرهادی  | 

 

به اطلاع می‌رساند؛ آئین اولین جشنواره صعودهای برتر کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی، روز سه‌شنبه ۱۰ تیر ماه ۹۳ از ساعت ۱۸ الی ۲۱ در محل سالن ‌اجتماعات شهید قندی برگزار می‌شود.

 

بدین‌وسیله از جامعه‌ی کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی به منظور حضور در این مراسم دعوت به عمل می‌آید.

 

شایان ذکر است مقارن با ساعت اذان مغرب، پذیرایی افطار پایان بخش برنامه خواهد بود.

 

آدرس سالن اجتماعات شهید قندی؛ خیابان شریعتی، بعد از چهارراه قصر، ورودی یک وزارت ارتباطات
 
از طرف اعضاء تیم زمستانی48 همه دوستان را به شرکت در این جشنواره دعوت میکنم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۴ تیر۱۳۹۳ساعت 19:18  توسط مهدی فرهادی  | 

"آکادمی کوهنوردی" عنوان وبلاگی است با رویکرد ارائه مطالب آموزشی و همچنین معرفی برخی دوره های آموزشی کوهنوردی به علاقمندان.

از همه دوستان که دستی در ترجمه متون کوهنوردی داشته و یا توانائی تولید مطالب آموزشی را دارند تقاضا می کنم که مارا در رونق دادن هرچه بیشتر به این وبلاگ کمک کنند.

آکادمی کوهنوردی را اینجا ببینید:

http://mountain-training.mihanblog.com/

+ نوشته شده در  شنبه ۳۱ خرداد۱۳۹۳ساعت 12:36  توسط مهدی فرهادی  | 

برنامه صعود زمستانی دیواره علم کوه از مسیر 48 لهستانیها به جمع سه صعود برتر سال 92 راه یافت.

لینک خبر

لینک فایل گزارش

خداروشکر این صعود بالاخره دیده شد و وب سایت فدراسیون کوهنوردی در بین این همه اتفاقات بزرگ که هر روزه در کوهنوردی ما رخ می دهد فرصت نموده و به این صعود هم اشاره نمود. هرچند شاید اگه یکی دوتا کشته می دادیم بیشتر دیده می شدیم و برایمان صفحه رویداد 48 ایجاد می کردند و در وبلاگها در موردمان می نوشتند و همایشها برایمان می گرفتند,گروههای کارشناسی تشکیل می شد و زوایای صعودمان را بررسی می کردند. بر روی وب سایت فدراسیون وهیاتها راه پیدا می کردیم و شاید هم در برنامه های تلویزیونیشان تصویری از ما نشان می دادند. مصاحبه های مطبوعاتی برایمان ترتیب می دادند و به یادمان درخت می کاشتند و صعود علم کوه نوردان برایمان راه می انداختند و میدان به ناممان می نمودند و .... اما ما صعود کردیم و زنده ماندیم تا از همه این مواهب بی بهره باشیم و تنها موهبتی که ارزانیمان شد جان بی مقدارمان است و نفسی که هنوز می آید و می رود.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۰ خرداد۱۳۹۳ساعت 9:42  توسط مهدی فرهادی  | 

کلاه ایمنی یا  کلاه کاسک کوهنوردی از مهمترین و  آسیب پذیرترین بخش بدن یعنی سر محافظت می کنند.

خوشبختانه استفاده از کلاه کاسک در ورزشهائی چون سنگنوردی,یخ نوردی,دره نوردی, درای تولینگ و امثالهم در بین کوهنوردان ما کاملا" جا افتاده و کمتر  کوتاهی در این زمینه را مشاهده می کنیم.

 اما  نکته ای که در اینخصوص وجود دارد این است که کوهنوردان ما عمدتا" در مسیرهائی که برای صعود یا فرود از آنها به طناب نیاز است از کلاه کاسک استفاده می کنند و کمتر مشاهده می کنیم  کسی که قصد اجرای یک برنامه کوهپیمائی را دارد یک کلاه کاسک را نیز در کوله خود قرار دهد تا در موارد لزوم از آن استفاده کند. درصورتیکه خطر ریزش سنگ و یخ و یا سقوط همواره کوهنوردان را تهدید نمود و همه ما بارها دیده و یا شنیده ایم که در برنامه های کوهپیمائی افراد به علت ریزش سنگ یا یخ  و یا سقوط دچار آسیبهائی از ناحیه سر شده اند و در بسیاری از موارد استفاده از کلاه کاسک می توانست از این آسیبها جلوگیری کند.

حتی در آموزشهای کوهپیمائی ما نیز  به این خطر که کوهنوردان را همواره تهدید می کند کمتر توجه شده است.

لذا پیشنهاد می شود کوهنوردان کلاه کاسک را بعنوان وسیله ای ضروری همواره در کوله خود جای داده و در مواقع لزوم و هنگام عبور از مسیرهائی که خطر سقوط و یا ریزش سنگ و یخ آنان را تهدید می کند از آن بهره ببرند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۲ خرداد۱۳۹۳ساعت 10:44  توسط مهدی فرهادی  | 

 وضعیت موجود در زمینه برگزاری کلاسهای آموزشی کوهنوردی دارای ایرادات فراوانی است که من بعنوان فردی که بیش از 8 سال است بعنوان مربی در این رشته مشغول هستم همواره این ایرادات و مشکلات را از زبان مربیان شنیده ام و تاکنون درخصوص این مشکلات بسیار گفته و نوشته ام. مطلب ذیل اشاره دارد به وضعیت به زعم من ناعادلانه ای که در تخصیص هزینه های دریافتی از کارآموزان کوهنوردی به عوامل دخیل در اجرای آموزش وجود دارد. وضعیتی که مهمترین آسیبی که به کوهنوردی ما می زند همانا افت کیفی آموزش ناشی از کاهش انگیزه مربیان خواهد بود.

 

صورت مساله:

دوره مورد بررسی: کلاس کارآموزی کوهپیمائی

یک شخص یا گروه بعنوان واسطه تعداد 12 کارآموز را برای برگزاری یک کلاس به یک مدرس معرفی نموده و این دوره توسط آن مدرس برگزار می شود . شهریه کلاس توسط واسطه دریافت شده و مبلغی تحت عنوان حق الزحمه به مربی پرداخ می شود.

شهریه دریافتی از هر نفر 75 هزار تومان-تعداد نفرات در یک کلاس به ازای هر مربی: 12 نفر-جمع  مبلغ دریافتی برای یک کلاس 12 نفره: 900,000 تومان - مبلغ پرداختی توسط واسطه به مربی به ازای دو روز کلاس: حد اکثر 200 هزار تومان هزینه پرداختی به هیات و فدراسیون بابت صدور مدرک:حدود 150,000 تومان
 
 سود خالص واسطه برگزاری کلاس:
 
550,000= 150,000-200,000- 900,000
 
از کل مبلغ دریافتی از کارآموزان : 
سهم واسطه ها :61درصد - سهم فدراسیون و هیات:17 درصد و سهم مربی :22 درصد.
یعنی دریافتی فرد یا گروه و یا باشگاهی که یک کلاس را هماهنگ می کند حدود 3 برابر یک مربی است. درحالیکه بار اصلی اجرای کلاس و آموزش به 12 نفر بعهده مربی است و درصورت رخ دادن هر حادثه ای این مربی است که باید پاسخگو باشد نه واسطه و همچنین این مربی است که باید دو روز وقت خود را بطور کامل صرف اجرای کلاس کند.

 

 

ضمنا" درصورتیکه دوستان برگزار کننده کلاس هزینه های بازاریابی و سایر هزینه های مربوطه را دلیل این اختلاف بین دریافتی واسطه ها و مربیان عنوان کنند باید هزینه های مربوط به مربی شامل استهلاک تجهیزات فردی و همچنین هزینه ایاب و ذهاب و تغذیه مربی را نیز که بعهده مربی است در نظر داشته باشند.

اما راهکار پیشنهادی :
1- پائین آوردن مبلغ مصوب کلاسهای کوهپیمائی و ثابت نگ داشتن دستمزد فعلی مربیان (با ابلاغ هیات و فدراسیون)
2- بالا بردن دستمزد مربیان در حدی که نسبت دستمزد مربی 40 تا 50 درصد کل شهریه کلاس باشد((با ابلاغ هیات و فدراسیون)
3- اجماع مربیان با تشکیل نهادی صنفی و تعیین دستمزد مربیان توسط این نهاد .
 

 

پی نوشت:

1-شهریه فوق مربوط به سال 92 است 

2-درخصوص سایر کلاسها نیز وضعیت عادلانه ای حاکم نیست که باید به جای خود بررسی شود

3- قابل ذکر است که برخی از گروهها و سازمانها منصفانه برخورد نموده و برخی از آنها حتی کل مبلغ شهریه دریافتی را به مربیان اعطا می کنند: نمونه آن تجربه من در برگزاری دوره کارآموزی سنگنوردی برای سازمان فضائی کشور است و مطلب من تنها اشاره به افراد و گروههائی دارد که نقش دلالی را ایفا می کنند البته از نوع غیرمنصفانه آن.

پس از درج این پست و ارسال این مطلب به ایمیل آقای زارعی ریاست محترم فدراسیون ایشان طی ایمیلی به بنده اطلاع دادند که دستور پیگیری این مشکل  را صادر نموده اند. بخاطر این پاسخگوئی مسئولانه از آقای زارعی تشکر می کنم و منتظر اقدامات عملی در اینخصوص هستم.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۸ اردیبهشت۱۳۹۳ساعت 14:31  توسط مهدی فرهادی  | 

بیش از چهار سال است که در عرصه وبلاگنویسی فعال هستم و زمانی وارد این حیطه شدم که فکر می کردم حرفی برای گفتن دارم و می توانم گفتمان خاص خودم را داشته باشم و بدون تقلید از شخص یا جریانی و بدون بهره برداری از مطالب دیگران وبلاگی مستقل را راه اندازی کرده و استمرار بخشم.من وارد عرصه وبلاگ نویسی شدم نه بخاطر معروف شدن و نه بخاطر کسب درآمد  و نه بخاطر انتقام گیری از جامعه و یا افرادی که از من موفق ترند من وارد عرصه وبلاگنویسی شدم چون فکر می کردم  حرفهایم ارزش خواندن و شنیده شدن را دارند . من وارد عرصه وبلاگنویسی کوهنوردی شدم که ثابت کنم می توان هم کوهنوردی جدی بود و هم وبلاگنویسی جدی. هم اهل عمل بود و هم منتقد , من در این چهار سال سعی نموده ام که به آنچه می گویم و می نویسم عمل کنم اگر از بی صداقتی و دروغ انتقاد می کنم خود صادق و راستگو باشم و اگر از کوهنوردی خلاقانه و نوآورانه دفاع می کنم سعی کنم خود بدین شکل کوهنوردی کنم  اگر بر قلمهای ناپاک می تازم خود قلمم را آلوده به کینه و نفاق و انتقام نکنم. نمی دانم در این عرصه چقدر موفق بوده ام اما من تلاش خودم را کرده و خواهم نمود.

و حال می خواهم نوشته های خودم را در مسائل غیر کوهنوردی در قالب وبلاگی جدید بر دیگران عرضه کنم . می خواهم اندیشه هایم را نوشته و درمعرض دید و قضاوت عموم بگذارم تا با وسواس بیشتری بیندیشم و بنویسم و شاید بتوانم اثرگذار نیز باشم .

نوشته های من در حیطه های اجتماعی ,فرهنگی,سیاسی و .... را می توانید در "تریبون شخصی من" مشاهده کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۶ فروردین۱۳۹۳ساعت 21:21  توسط مهدی فرهادی  | 

صعود گرده شمالی قله قدمگاه(3650متر)-27 الی 29 دیماه1392

مهدی فرهادی(سرپرست)-فرح منصوری-اشکان زرین تاج

صعود مسیرهای جدید و ناشناخته و یا تجربه شرائط متفاوت و کمتر تجربه شده همواره برایم جذابیت خاصی داشته و دارد. هیجان و ابهام نهفته در این برنامه ها با روح ماجراجویانه کوهنوردی همخوانی زیادی دارد و شاید همین موضوع است که کوهنوردی را از ورزشهائی که در محیطی تحت کنترل و شناخته شده اجرا می شود متمایز می سازد.

اولین بار پائیز سال 89 قله قدمگاه را از مسیر گرده شرقی صعود نمودم. قله ای زیبا که از بیشتر جهات با دیواره هایی چند صد متری محصور بود. طی یکی دو سال گذشته نیز یاشا اشبین از کوهنوردان خوب بابل صعود مسیر فوق را اینبار در زمستان پیشنهاد می داد به گفته یاشا این مسیر تا بحال از زمستان صعود نشده بود و صعودهای زمستانی این قله نیز از مسیر نرمالی که مبداء آن روستای کمرود در منطقه خطیرکوه است انجام گرفته است. 


برای مشاهده گزارش کامل بر روی"ادامه مطلب" کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۷ فروردین۱۳۹۳ساعت 23:55  توسط مهدی فرهادی  | 

فردا پنجشنبه 29 اسفند ساعت 20 و 27 دقیقه و 7 ثانیه سال 92 نیز به پایان می رسد همچون همه سالهائی که گذشتند و سالهائی که خواهند گذشت و به خاطره تبدیل خواهند شد.

نوروز 93 را نیز مطابق روال سه سال گذشته در میان کوههای شمال خوزستان و همراه با عشایر دوست داشتنی بختیاری خواهیم گذراند.

تا کنون چندین مسیر زیبا و رویائی را در این منطقه پیموده ایم و امسال نیز طی یک برنامه 12 روزه از دوم تا چهاردهم فروردین قصدداریم بیش از 120 کیلومتر مسیر بین دره بازفت-سد لیروک تا ایستگاه تنگ 5 راه آهن درود اندیمشک را با پای پیاده طی کنیم. همچنین طی این مسیر برای صعود دو قله بکر و دور از دسترس کینه زا و سالن کوه که از قلل زیبای شمال دزفول محسوب می شوند تلاش خواهیم نمود.

تصویر مسیری که قصد پیمایش آنرا در نوروز93 داریم(سایز بزرگتر)

در انتها برای همه دوستان خوبم آرزوی سالی خوش و همراه با موفقیت را دارم و از همه کسانی که سال گذشته با زبانم ,قلمم و یا رفتارم حقی را از آنها ضایع نموده و یا خاطرشان را آزرده نموده ام طلب عفو دارم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۹ اسفند۱۳۹۲ساعت 7:40  توسط مهدی فرهادی  | 

زمستان سال جاری تیمی به سرپرستی احسان پرتوی نیا موفق به صعود دیواره علم کوه از مسیر 48 لهستانیها گردید. بجز احسان که طراح و برنامه ریز و درواقع بنیانگذار این برنامه بود شش کوهنورد دیگر از جمله خود من نیز حضور داشتیم. با توجه به عضویت احسان پرتوی نیا در برنامه نانگاپاربات سال87 به سرپرستی زنده یاد لیلا اسفندیاری پیش بینی می نمودم که افرادی که دشمنی و کینه دیرینه ای نسبت به تیم نانگاپاربات و بطور کلی کوهنوردان مستقل دارند این برنامه را مورد بی مهری قرار داده و حاشیه هائی برای آن ایجاد کنند.

پخش شایعه ای درخصوص دروغ بودن ادعای صعود این تیم در فضای مجازی , عدم بازتاب خبر این صعود که به گواه بسیاری یکی از بزرگترین صعودهای تاریخ دیواره نوردی کشورمان است در وبسایت فدراسیون کوهنوردی و اخیرا" دعوت از یکی از اعضاء تیم  که اتفاقا" مسئول یکی از کمیته های فدراسیون کوهنوردی است و می توان گفت تنها عضو این تیم است که ارتباط خاصی با فدراسیون کوهنوردی داشته و دارد برای ارائه گزارشی از این برنامه در یک برنامه تلویزیونی به مجری گری مسئول محترم روابط عمومی فدراسیون کوهنوردی و نادیده گرفتن سایر اعضاء تیم و  سپس بزرگنمائی و تعریف و تمجید اغراق آمیز وبلاگ کلاغها از این عضو محترم و در انتها پاسخ جالب و تامل بر انگیز  فرامرز نصیری به کامنتی درخصوص چرائی دعوت از امین معین بجای سرپرست برنامه در برنامه تلویزیونی جناب رضائی  , بسیاری از مسائل را هویدا می کند.

به نظر می رسد که این دوستان عزیز با بزرگ نمائی و تبلیغ یکی از اعضاء تیم (عضو فدراسیون کوهنوردی)قصد کمرنگ نمودن نقش احسان پرتوی(عضو تیم نانگاپاربات) را داشته و آنچه برای این دوستان سالم و پاکمان مهم است انتقام گیری از تیم نانگاپاربات است و به تیم 48 و امین معین و غیره تنها بعنوان ابزاری برای رسیدن به این هدف مقدس!!! نگاه می کنند. 

به دوستان عزیزم که تلاش خاصی برای الگوسازی و قهرمان سازی به شیوه خاص خود را دارند باید این نکته را خاطر نشان کنم که جامعه کوهنوردی و وجدان عمومی کوهنوردان ما قادر به تشخیص قهرمانان واقعی از قهرمانان ساختگی و دولتی است و بهترین قاضی برای تشخیص بزرگ بودن یک برنامه کوهنوردی و یک کوهنورد افکار عمومی کوهنوردان ماست ولازم نیست این دوستان با بایکوت کردن یک شخص یا یک جریان و یا بزرگ کردن جریان و اشخاص دیگر خود را به زحمت بیاندازند.



+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۸ اسفند۱۳۹۲ساعت 23:30  توسط مهدی فرهادی  | 

اوایل دوران کوهنوردیم یه سری مربی نما بهم می گفتن که: قله بلندترین نقطه یه کوهه و کسی که به بلندترین نقطه یه کوه برسه میشه بهش گفت که قله رو صعود کرده. اما اخیرا" فهمیدم که چه بی سوادایی به ما آموزش کوهنوردی میدادن. من الان دیگه متوجه شدم که قله لزوما" بلندترین نقطه کوه نیست و میشه بین ده تا چند صد متر پائینتر از نوک کوه رو  هم قله اعلام کرد آخه تو سایت فدراسیونمون به تیمی که تا 84 متری قله لنین رو صعود کرده(اینجا) میگن "فاتحان قله لنین" (اینجا)یا اینکه هیات کوهنوردیمون برا برنامه ای که اعضاء تیم تا 50 متری قلش رفته بودن تبریک "صعود" صادر می کنه(اینجا). یا اینکه خیلی از هیمالیانوردامون تا نزدیکی یا بعضی وقتا تا دور دورای کوه میرن و میان میگن قله رو صعود کردیم( این دیگه خیلی جاها آخه لینکاش زیاده).

خوب که فکر می کنم می بینم چقدر من ساده بودم که بجای خوندن سایت هیات و فدراسیون و توجه به سیره عملی برخی  هیمالیانوردان کشورم حرف چار تا مربی داخلی نورد غیر فدراسیونی رو گوش می دادم.من ساده دل تا الان تو برنامه ها با هر جون کندنی بود خودمو به نوک کوه می رسوندم به خیال اینکه قله اونجاست . اما الان از استادای  واقعی کوهنوردی کشورم یاد گرفتم که قله جائییکه تو خسته شدی یا هوا بده یا مسیر سخته و تو نمیتونی ادامه بدی. اصلا" چرا ما اینقدر باید جون بکنیم بریم بالای کوه ها مهم اینه که قله های انسانیت و اخلاق را صعود کنیم مهم اینه که دروغ نگیم و کارای خوب بکنیم. آره این چیزا مهمه. اصلا" قله هدف نیست. 

تموم.

پی نوشت:

در پی انتقادات مطرح شده از سوی برخی کوهنویسان درخصوص بازتاب برنامه قله "لنین" اجرا شده توسط کارکنان بانک کشاورزی در وبسایت فدراسیون کوهنوردی اصلاحاتی در تیتر این گزارش توسط روابط عمومی فدراسیون کوهنوردی انجام گرفت . اما همچنان علت درج این خبر و بزرگنمائی یک فعالیت کوهنوردی معمولی در وبسایت رسمی فدراسیون کوهنوردی محل پرسش جدی است و امیدواریم که روابط عمومی فدراسیون کوهنوردی در اینخصوص نیز شفاف سازی نماید .

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۵ اسفند۱۳۹۲ساعت 21:39  توسط مهدی فرهادی  | 

اطلاعیه فدراسیون کوهنوردی درخصوص تجلیل و تقدیر قهرمانان عرصه کوهنوردی در سال92:

اینجا را ببینید

نکته جالب و تاسف بار این اطلاعیه در این بخش نهفته است:

"....لذا با عنایت به اینکه فدراسیون بنا دارد در این گردهمایی تمامی ورزشکاران مذکور را مورد تجلیل قرار دهد،  بدین‌وسیله از کلیه ی ورزشکاران عزیز واجد شرایط تقاضا می شود اطلاعات خود (شرکت در رویدادهای بین‌المللی و یا صعود و تلاش بر روی قلل برون مرزی در سال ۹۲) را از طریق هیئت استان و یا ارسال ایمیل به info@msfi.ir حداکثر تا تاریخ ۲۵ بهمن ماه ۹۲ ارسال نمایند."

گویا مسئولین محترم فدراسیون کوهنوردی هیچ ارزش و اعتباری برای صعودهای درون مرزی قائل نیستند و ورزشکار و قهرمان از دید این دوستان هیمالیا زده تنها کسانی هستند که "صعودهای برون مرزی " را انجام داده اند. 

شاید افرادی چون من قدری با شتابزدگی و خوش خیالی از انتخاب آقای زارعی گرامی به ریاست فدراسیون کوهنوردی ابراز خوشحالی نمودیم. 

برای این سطح درک از کوهنوردی در مسئولان رده بالای کوهنوردی کشورم متاسفم و به دوستان کمیته بررسی حوادث فدراسیون نیز این نکته را گوشزد می کنم که نقش تفکراتی که منجر به صدور چنین اطلاعیه هائی می شوند را نیز در بررسی علل و عوامل حوادث کوهنوردان ما در هیمالیا لحاظ کنند .

 همین.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۶ بهمن۱۳۹۲ساعت 22:52  توسط مهدی فرهادی  |