تقدیم به همه کلاغهای این سرزمین
هدفم از این نوشته تحقیر حیوانات بی آزار و مفیدی که از نظر من بسیار ارزنده تر و مفیدترند از برخی از انسانها, نیست و تنها از روش زندگی این موجودات بعنوان تمثیلی استفاده می کنم.
آیا هیچگاه این سوال را از خود پرسیده ایم و آیا هیچگاه به این اندیشیده ایم که در زندگیمان راه روشمان به کلاغ نزدیک تر است یا عقاب.
آیا تنها می خواهیم طول زندگی خود را همچون کلاغ زیاد کنیم و برای ادامه زندگی نکبت بارمان در زباله ها پرسه بزنیم و حتی از مردار خواری نیز ابائی نداشته باشیم و یا می خواهیم چون عقاب مغرور و سربلند زندگی کنیم هرچند به قیمت کوتاه شدن عمرمان.
انتخاب با خود ماست و شاید بتوانیم با فکر کردن به این پرسش کسانی را که در زندگی خود آرمانی را تعیین نموده و برای رسیدن به آن هزینه نیز می کنند بیشتر درک کنیم.
مطلب زیبائی را در وبلاگ برج سینا خواندم که خواندن آنرا به "کلاغها"ی این سرزمین که کم نیز نیستند توصیه می کنم مخصوصا" کلاغهای مردار خواری که مدام در پی کشته ای می گردند تا از آن ارتزاق نموده وبر طول زندگی سراسر نکبتشان بیافزایند.
مطلب زیبای احسان بشیر گنجی را در اینجا مطالعه کنید






کوهنوردی را از سال77 در دانشگاه علم و صنعت آغاز کردم و از سال 80 نیز بصورت جدی به این ورزش می پردازم. به طبیعت عشق می ورزم و شیفته صعود قلل و دیواره های بلند. مربی درجه 3 سنگنوردی و کوهپیمائی هستم و تجاربم را از این طریق نیز به کارآموزانم انتقال می دهم متاهلم و همسرم همطناب من