جشنواره سنگنوردی بیستون-91 هم چون89؟

قرار است که اواخر مهرماه سال جاری جشنواره سنگنوردی بیستون برگزار گردد. گویا خاطره خوش مدیران دولتی از آن جشنواره هنوز به دهان آنها شیرینی می کند و قصد دارند اینبار جشنواره ای باشکوهتر و با جلال و جبروت بیشتری برگزار کنند اما آیا این جشنواره برای کوهنوردی ما نیز دستاوردی خواهد داشت ؟ و برنده اصلی در این بازی چه کسی است؟

سابقه برگزاری جشنواره اول بیستون نشان می دهد که این جشنواره بهانه ای خواهد بود برای دریافت بودجه هایی کلان دولتی توسط مسئولین مربوطه و تبلیغی برای مدیران .در خوشبینانه ترین حالت می توان گفت پیشرفت دیواره نوردی کشور دغدغه دست چندم این دوستان است.

در جشنواره پیشین مشاهده کردیم که چگونه فدراسیون کوهنوردی انجمن کوهنوردان را که خود بانی اصلی این جشنواره بود به حاشیه راند و حال هم بر حسب قضا و قدر در آستانه برگزاری این رویداد درب انجمن کوهنوردان هم تخته شده و مجال برای ترکتازی آقایان باز است.

و شاید در نظر این مدیران ارجمند ما کوهنوردان هم سیاهی لشگرهائی هستیم برای گرم کردن این بزم.

در انتها تحلیلی که بعد از شرکت در جشنواره سال ۱۳۸۹ در اینخصوص نگاشتم و در وبلاگ قبلی ام منتشر شد را مشاهده فرمائید همه چیز روشن گفته شده است:

دیروز جشنواره سنگنوردی بیستون به پایان رسید و کوهنوردان ایرانی و خارجی نیز از بیستون خداحافظی کرده و هر یک به دیاری مراجعت کردند.

جشنواره بیستون فرصت خوبی بود برای ارتباط و تبادل اطلاعات بین سنگنوردان ایرانی و خارجی, فرصتی که به خوبی از آن استفاده نشد جشنواره ای که حاشیه هایش پر رنگتر از متن آن بود .

مطابق روال ی که در 5 سال گذشته بر جامعه حاکم شده این جشنواره محلی بود برای انجام کارهای تبلیغاتی مدیران دولتی ,مدیرانی که انگار هیچ هنری جز  اتلاف منابع ملی(مادی و معنوی) این جامعه ندارند مدیرانی که  نگاهشان به چنین رویدادهایی تنها فرصتی است برای جذب بودجه های کلان به سازمانشان و همچنین کسب ارتقاء شغلی از طریق بزرگنمائی فعالیتهای خود و همکارانشان.

آنچه فراموش می شود چیزی است که باید هدف اصلی این جشنواره ها باشد.

سنگنوردان خارجی و داخلی تنها برای بزک کردن مراسم ها و گزارشات تلویزیونی و جرائدشان مورد استفاده قرار می گیرند و اصلا" مهم نیست که آنها با چه کمیت و کیفیتی کار می کنند . خروجی فعالیتهای آنها چه بوده است .در مراسم افتتاحیه کوهنوردان خارجی برای آراستن مراسم و استفاده از جاذبه تبلیغاتی آنها در خصوص جهانی بودن جشنواره معرفی شده و به روی سن آورده می شوند. اما از معرفی سنگنوردان ایرانی خبری نیست(شاید چون جاذبه تبلیغاتی بالائی ندارند) .

حین اجرای جشنواره نیز سنگنوردان خارجی در حصار امنیتی پیچیده ای قرار می گیرند تا آنچه قبل از ورود آنها در خصوص امنیتی بودن فضای ایران به آنها گفته شده بود برایشان ثابت شود. ارتباط ایرانیان و خارجیان قطع می شود و هر گروه در فضائی مجزا قرنطینه می شوند. با قطع ارتباط بین سنگنوردان خارجی و ایرانی هدف ذاتی این جشنواره به کنار گذارده می شود اما اهداف مدیران دولتی به شدت پی گیری می شود.

مراسم اختتامیه سرد و بی روح برگزار می گردد و با ارائه لوح تقدیر به مدیران دولتی (خرد و کلان) به پایان می رسد و سخنرانان نیز از هر چیزی سخن می گویند جز کوه و کوهنوردی و تنها نماینده کوهنوردان خارجی است که از کوه می گوید و از تلاش سنگنوردان.

جشنواره پایان یافت ,جشنواره ای که شاید اگر بشکل خود جوش و مردمی برگزار می شد و  غرق در بروکراسی بیمار دولتی نمی شد می توانست دستاوردهای بیشتری برای کوهنوردی ایران و همچنین ارائه چهره مناسبی از کشورمان در بین جهانیان داشته باشد.

امید که اینبار تحلیل فوق برای جشنواره ۱۳۹۱ بیستون مصداق نداشته باشد. 

تقدیم به شهرام عباس نژاد

زحمات شهرام عباس نژاد برای شکل گیری تیم ترانگو  و حمایت او از تیم قبل و بعد از صعود برکسی پوشیده نیست . شهرام در برنامه ترانگو به همه نشان داد که چقدر بزرگه.

 این عکس رو در پای این برج  گرفتم تا به شهرام بگم جاش تو این برنامه چقدر خالی بود.

سایز بزرگ تصویر

گزارشی از یک کوهنوردی ناب

مقدمه :

صعود برج بی نام ترانگو  سیستم ارزشگذاری فدراسیون کوهنوردی برای صعودهای برون مرزی را با چالش جدی مواجه کرد.

بر طبق این سیستم ارزش صعود برج ترانگو که یکی از شاخص ترین فعالیتهای برون مرزی در تاریخ کوهنوردی ایران است و تا کنون کمتر از۶۰ نفر در کل دنیا آنرا صعود نموده اند ارزشی به مراتب کمتر از صعود قله ای ۷۰۰۰ متری دارد که هر ساله بیش از ۱۰۰ نفر آنرا صعود می کنند.درحالیکه یک  کوهنورد با تجربه اندک نیز یه صرف توانائی جسمی بالا قادر به صعود یک قله ۷۰۰۰ متری غیر فنی خواهد بود اما برای صعود یک دیواره در حد و اندازه برج ترانگو مجموعه ای از توانائی های کوهنوردی و سنگنوردی در سطوح بالا مورد نیاز است.دلیل این امر هم این است که معیار ارزشگذاری متولیان ورزش ما ارتفاع قله است و برج بی نام ترانگو کمتر از ۶۳۰۰ متر ارتفاع دارد.

در غیر منطقی بودن و ناعادلانه بودن این روش ارزشگذاری صعودها و همچنین لطمه هائی که این رویه به کوهنوردی خلاقانه کشورمان وارد کرده سخن بسیار می توان گفت اما من در اینجا تنها می خواهم صعود یک قله ۶۳۰۰ متری گمنام را در هندوستان معرفی کنم صعودی از نوع کوهنوردی ناب و خلاقانه شاید تلنگری باشد برای کسانی که معیاری جز ارتفاع را برای کار کوهنوردی نمی شناسند.

 اما بخوانید در خصوص این صعود:

سال2006 دو کوهنورد از جمهوری چک  به نام های Marek Holecek  و  Jan Kreisinger موفق به گشایش مسیری نو بر روی رخ شمالغربی کوه Meru   در هیمالیای هندوستان به ارتفاع 6310 متر گردیدند. درجه سختی این مسیر 7A,M5 و طول آن حدود2000 متر بود.

این دو کوهنورد بعد از 13 روز اقامت بر روی دیواره سر انجام در ششم اکتبر 2006 موفق شدند قله مرکزی Meru را صعود کنند. نام مسیر به یادبود  Filkuv nebesky smich که در سال 1997 اولین تلاش را بر روی این مسیر بهمراه Marek Holecek انجام داد و در سال 2001 در کوههای آلپ جان خود را از دست داد "خنده بهشتی فلیک" نام نهاده شد.

جبهه شمالغربی Meru پیش از این نیز شاهد تلاشهای کوهنوردان بسیاری  بوده است. والری بابانوف(Valery Babanov) در سال2001  بصورت انفرادی موفق به گشایش مسیری  نو بر روی این جبهه شد اما در بخش انتهائی به اشتباه از گرده غربی قله را صعود کرد ولی در دومین تلاشش موفق به صعود قله از مسیر مورد نظرش در جبهه شمالغربی گردید.

والری در تلاش سال قبلش نیز بهمراه تیمی از کشور ژاپن سعی نمود که  مسیری مستقیم از پای دیواره تا قله بگشاید اما هوای بد مانع از این شد که  آنها تلاششان را به پایان برسانند.

در ادامه تصاویری از این صعود شاخص را که بهمراه گزارش کامل این برنامه در وب سایت این صعود  درج شده مشاهده فرمائید:

باربرها در مسیر کمپ اصلی

قرمز: مسیر کوهنوردان چک-زرد: مسیر ژاپنی ها- آبی : مسیر بابانوف(سایز واقعی تصویر)

چند متر پائین تر از کمپ۲

کمپ۲

دیواره نوردی در ارتفاع ۶۰۰۰ متر

تراورس یخی

بسوی قله

لبخند رضایت از یک صعود ناب

 گردآوری و ترجمه: مهدی فرهادی